مىگويد : " تو را چون همسر دوست ندارم بلكه علاقهام به تو همانند علاقهايست كه به برادرى صوفى دارم . با تو بودن را تنها براى خدمت به تو مىخواستم . " 175 همچون رابعهى عدويه ، عشق به خدا ، براى رابعه بنت اسماعيل نيز هيچ جايى براى كسى يا چيزى جز او باقى نمىگذاشت . از ديدگاه استادش ، حكيمه ، همين موضوع موجب برترى معنوى رابعه نسبت به همسرش شده بود . اين موضوع از نقل قول سلمى در انتقاد حكيمه از ابن حوارى به جهت اختيار زنى ديگر برمىآيد . 176
تغيير چشمگيرى در توصيف سلمى از زنان صوفىاى كه در نيمهى دوم قرن نهم ميلادى ظهور كردند رخ داد . پيش از اين ، موضوع حول زنانى بود كه مريد زنان صوفى ديگرى بودند كه خود از پايهگذاران مكاتب زهد زنان به شمار مىرفتند . با آغاز قرن دهم ، زنان صوفى در دنياى اسلام از مصر تا خراسان ديده مىشدند . هرچند سلمى تقريبا تمام اين زنان صوفى را مريد مردان صوفى توصيف مىكند ، اين موضوع در كل ، بيانگر ايجاد محدوديت شخصى يا اجتماعى براى زنان نيست . در بغداد و خراسان كه صد و پنجاه سال پيش از سلمى از مراكز اصلى صوفيگرى زنان به شمار مىرفت ، زنان صوفى آزادانه با مردان در ارتباط بودند ، مسيرهاى طولانى را براى كسب علم طى مىكردند ، و از قدرت و احترام در ميان مردان صوفى همتاى خود برخوردار بودند ، اما به نظر مىرسد كه آنها اساتيد مذهبى نبودند . بهرغم وجود چنين آزادىهايى ، اين حقيقت كه زنان صوفى ديگر موقعيتهاى رهبرى را در اختيار نداشتند ، نشاندهندهى تنزّل موقعيت اجتماعى اين زنان بود .
مهمترين پيشرفت در دورهى اخير ، ظهور آيين عيارى زنان بود كه سلمى عاملان به آن را نسوان مىخواند . براى فهم بهتر اين واژه بايد به
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٥٦