جنبهى ديگر زهد زنان بصره ، زارى يا بكاء بود كه گاه استمرار و تكرار آن به نابينايى اين زنان منجر مىشد . به نظر مىرسد كه اشك ريختن براى نشان دادن ندامت از ذات گناهكار بشر است . گاهى اوقات اشك ريختن در رابطه با ورع معنا مىيافت ، يعنى پرهيز اصولى از هرآنچه كه ممكن است از نظر دينى يا اخلاقى ناپاك باشد . ازآنجايىكه گريستن ، گناه نخستين را در مسيحيت به ياد مىآورد ، ورع مفهوم مشابه آن در مسيحيت يعنى " شريان مقدس " را به ذهن متبادر مىكند . 162 اگر شريان بدن به وسيلهى كوچكترين ناپاكى آلوده شود ديگر براى عبادت مناسب نخواهد بود ، بنابراين ارزش لطف الهى را نخواهد داشت . اين عقيده به روشنى در گفتهى أمّ اسود ، مريد معاذه عدويه از قبيلهى عرب بنو عدى كه كودكى خود را تحت مراقبت معاذه گذرانده بود ، ديده مىشود : " هيچچيز مشكوكى را نمىخورم ، تا مبادا مرا از نماز واجب و يا نيايش مستحب باز دارد . " 163 أمّ اسود در طول رياضتهاى زاهدانهاش سعى بر آن داشت تا پاكى معنوى جسم خويش را كه از كودكى به خاطر شير خوردن از سينهى مبارك معاذه تطهير شده بود حفظ كند : معاذه به أمّ اسود گفت : با خوردن طعام حرام ، شيرم را بر خود حرام مكن ، زيرا آن هنگام كه به تو شير مىدادم تمام تلاشم بر اين بود كه غذاى حلال بخورم . بنابراين تو هم تمام تلاشت را بكن تا تنها از طعام حلال تغذيه كنى ، باشد كه در خدمت به پروردگارت و رضا به قضاى وى موفق شوى . 164
ما بين معاذه و رابعهى عدويه زنان زاهد ديگرى نيز از اهالى بصره بودند كه هدايت مكاتب ديگرى را به عهده داشتند . يكى از آنان شبكه ( بخش 5 ) ، زاهدى بود كه خود را طى تمرينات بسيار سخت و منظم رياضت مىداد و از ياران ( زن ) خود مىخواست تا در اتاقهاى زيرزمينى ( سراديب ) اعتكاف
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٥١