تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
صوفيان و نخستين مسيحيان نه تنها بردگى را راهى به‌سوى رستگارى مىدانستند ، بلكه بندگى را نيز راهى براى غلبه بر محدوديت‌هاى ذات بشريت به شمار مىآوردند . در اوايل اين مقدمه ديديم كه چگونه برخى صوفيان دوران ميانه چون كلاباذى ، ناشايستگى زنان را به نقص در طبيعت وجودى شان نسبت داده بودند . ، بنابراين جاى تعجب نيست كه فائق آمدن بر طبيعت بشرى موضوع اصلى مورد توجه زنان سلمى بوده باشد . فطيمه همسر حمدون قصّار با تفسير اين سخن معروف كه " آن كس كه خود را بشناسد خداى خود را شناخته است " ( من عرف نفسه فقد عرف ربه ) مىگويد : " هنگامى كه فردى به خوبى خود را بشناسد ، [ يعنى به محدوديت‌هاى طبيعى خود پى ببرد ] تنها خصيصه‌ى او بندگى است و جز او به چيز ديگرى افتخار نمىكند . " 146 سخن عنيزه بغدادى از كلام فطيمه صريح‌تر است آنجا كه مىگويد : " قالب‌هاى بشرى معادن بندگى هستند . " 147 در نظر سلمى راه معنوى بندگى ، زنان صوفى را از محدوديت‌هاى جسمانىشان رها مىكند . 148 به‌عنوان بندگان خدا ، آن‌ها مىتوانستند خود را از ديگر گروه‌هاى معمولى زنان كه رسالت معنوى مشابهى ندارند جدا كنند . اينان با انتخاب زندگى مستقل به‌عنوان زنان شاغل در حيطه‌ى روحانيت مىتوانستند بدون همراهى نديمه سفر كنند ، در اجتماع با مردان ارتباط داشته باشند ، در مجامع عمومى به مردان آموزش دهند و به رشد فكرىاى برسند كه براى خواهران غير صوفيشان ناممكن مىنمود . اين توجه خاص به حرفه‌شان ، سخن شگفت نسيه بنت سلمان را هنگام تولّد پسرش توجيه مىكند : " پروردگارا ! تو مرا شايسته‌ى عبادتت نمىدانى . به همين خاطر مرا به فرزندى مشغول كرده‌اى ! " 149 هجويرى تذكره‌نويس پس از سلمى ، درباره ماهيت بشر مىنويسد :