نفس شماست كه بين دو پهلوى شما قرار دارد . " 140 ابن عطا مىگويد رهايى از نفس تنها با بندگى حاصل مىشود : " نفس بهسوى بدى كشيده مىشود ، اما بنده موظّف است كه به شايستگى رفتار كند . ذات نفس آن است كه بهسوى نافرمانى كشيده شود ، اما بنده با تلاش تمايلات نفسانى خود را سركوب مىكند . آن كس كه از تلاش دست بكشد و زمام نفس را آزاد بگذارد ، اصول را ناديده گرفته است . هر قدر كه به آن كمك كنيد ، همان قدر در تمايلاتش شريك مىشويد . به همين خاطر جنيد گفته است :
" كسى كه به نفس خود در رسيدن به خواستههايش يارى برساند ، شريك اعمال نفسش است ، بههمينجهت بندگى حفظ شايستگى است ، درحالىكه ماهيت گناه ناشايستگى است . " 141
برداشت مشابهى از بندگى را مىتوان در كتاب " بندگى راه نجات " ( 1995 ) اثر ديل بى مارتين يافت . اين اثر حاصل مطالعه بر دانش بيان بندگى و موقعيت متفاوت آن در اوايل مسيحيت است . مارتين در پى فهم اين موضوع كه بردگى از نظر استعارى در انجيل و رسالهى پل مقدس معنايى بيش از خضوع و خشوع دارد ، به بررسى موضوع بردگى در بافت اجتماعى - تاريخى روزگار باستان پرداخت و دريافت كه بردگى رسمى پيچيدهتر از آن است كه اكثر خوانندگان عهد جديد تصور مىكنند . براى مثال ، در امپراطورى روم كه روابط اجتماعى ، اقتصادى و سياسى اغلب بر پايهى قدرت بود ، بر خلاف انتظار ، واژهى بردگى بهطور مجازى براى صاحبان قدرت به كار مىرفت . 142 در خانوادهاى اشرافى ، بردهاى كه سرپرستى همنوعان خود را برعهده داشت ، اغلب از نفوذ زيادى برخوردار بود .
بردهاى كه به سرور خود وفادارى نشان مىداد ، حتّى گاهى از قدرت و نفوذ بيشترى نسبت به مرد آزادى كه چندان مورد اعتماد نبود ، برخوردار بود . در
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٤٢