ابو حفص نيشابورى در مورد اين رفتار مىگويد : " هيچچيز مانند علم بر نقصها و كمبودها در رسيدن به نهايت عبوديت نمىتواند موجب رشد بندگان شود . " 154 آن هنگام كه زنان به بندگى مشغول شوند ( متعبدات ) ديگر جنس مذكر نمىتواند انتقاد كند كه زنان در انجام امور مذهبى كامل نيستند ، زيرا همانطور كه در قرآن آمده است ، بندگى حقيقىترين شكل عبادت خدا يعنى اسلام است . علاوه بر آن چون اين زنان بر جنبههاى احساسى و شورانگيز طبيعت خود فائق آمدهاند . ، بالاترين درجات علم دينى براى آنها قابل دسترسى است . بىحد و مرز بودن اين توانايى از گفتهى أمّ على دختر عبد اللّه بن حمشاد برمىآيد : " آنكس كه به راستى به علم حقيقى بندگى دستيافته باشد ، بهزودى به علم ربوبيت خواهد رسيد . " 155 اين ديدگاه به خصوص در سخنان سريره شرقيه آشكارتر است : " نهايت علم ، علم الهى ( ربوبيت ) و در مقابل آن بندگى ( عبوديت ) است . سرانجام عبوديت از بين مىرود و تنها ربوبيت باقى مىماند . " 156
از نظر سلمى محدوديتهاى مذهبى و فكرى زنان معمولى ارتباطى با توانايىهاى فكرى و معنوى زنان صوفى ندارد . سلمى اين نكته را بارها با اشاره به زنان صوفى كه يار و منتقد و معلّم صوفيان برجسته ( مرد ) بودند تأكيد مىكند . غير از فاطمه نيشابورى كه راهنماى بايزيد بسطامى و ذو النّون مصرى بود ، و رابعهى عدويه كه استاد سفيان ثورى بود ، خوانندهى كتاب سلمى با وهطيّه أمّ فضل ، يار ابن خفيف شيرازى كه جلسات عمومى درسش در نيشابور ، محفل بزرگان صوفيه بود آشنا مىشود . 157 شعوانه معلّم ديگرى از شهر بندرى ابلّه ، در خليج فارس بود كه " براى مردم موعظه ، و قرآن را قرائت مىكرد . زاهدان ، عابدان ، مجاوران به خدا ، صاحبان دل در جلسات درس او حاضر مىشدند . 158
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٤٦