تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
اين حقيقت كه چنين زنانى وراى محدوديت‌هاى اجتماعيشان پا گذاشته بودند ، در كاربرد واژه‌ى استاذ ( استاد مذكر ) توسط سلمى براى زنان معلّم آشكار است . در مورد فاطمه‌ى نيشابورى نيز ديديم كه ذو النّون او را استاد مذكر خود ( استاذ ) معرفى مىكرد . سلمى اين واژه را بارها در توصيف حكيمه دمشقى ( بخش 23 ) تكرار مىكند ، و اين نشانگر آن است كه اشتباه زبانى نبوده است . حكيمه شخصيتى برجسته در ميان زنان صوفى توصيف مىشود . هرچند جاى تعجب است كه سلمى در توصيف رابعه‌ى عدويه بصرى اين واژه را به كار نمىبرد . در اين مورد سفيان ثورى از رابعه به‌عنوان استاد خود ياد مىكند و براى او از واژه‌ى مؤنّث مؤدبه استفاده مىكند . چگونه است كه سلمى واژه‌ى استاذ را در شكل مذكّر و عام خود به كار مىبرد ، حال آنكه در مورد واژه‌ى مؤدبه چنين نمىكند ؟ بهترين پاسخ در مقايسه‌ى اين دو نوع واژه ، براى معلّم ( استاذ و مؤدبه ) روشن مىشود . مؤدبه در آموزش فردى تبحر داشت و نوعى دانش عملى را تعليم مىداد ، درحالىكه استاذ متخصّص در اصول و علوم رسمى اسلامى بود . به همين خاطر سفيان ثورى فقيه ، رابعه‌ى عدويه را مؤدبه مىخواند . ازآنجاكه رابعه دانش خود را به‌صورت رسمى كسب نكرده بود ، براى سفيان شايسته نبود كه او را استاذ خطاب كند . هرچند صوفيان در كاربرد اين واژه تا اين حد سخت‌گير نبودند و اغلب واژه‌ى استاذ را در خطاب به استادى معنوى به كار مىبردند . در اين مورد استاد بودن به‌معناى متخصص بودن در هر دو زمينه‌ى نظرى و عملى بود . براى ايشان اهميتى نداشت كه از آموزش رسمى برخوردار باشد يا نه . همان‌طور كه در مطالعات حديث واژه‌ى رجال بدون در نظر گرفتن جنسيت ( مذكّر يا مؤنث بودن ) فرد خطاب به راويان حديث