تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
سنّت شفاهى هنوز بر شيوه‌ى مكتوب برترى داشت و آثار مكتوب در نقل صحيح مطالب از اعتبار برخوردار نبودند ، مگر آنكه خود نويسنده و يا فردى از طرف نويسنده ، متن را به‌طور شفاهى براى مخاطب بازگو مىكرد . گرچه سلمى برآمده از همين سنّت فكرى بود و خود را موظّف به تأييد مطالب كتابش از طريق نقل قول‌هاى شفاهى مىدانست ، اما در حقيقت وى به‌طور معمول از نوشتار استفاده مىكرد . گاه‌گاهى او به صراحت به شيوه‌ى نقل قول از متون مكتوب اشاره مىكند . براى مثال جايى كه مىگويد : " اين گزارش را در دست‌نويس‌هاى پدرم يافتم " يا اينكه مىگويد : " اين را در دست‌نويس‌هاى [ شيخ صوفى ] ابو جعفر احمد بن حمدان يافتم . " 126 هرچند در اكثر موارد ، عنوان آثار مكتوب را ذكر نمىكند و تنها به آوردن نام گوينده اكتفا مىكند ، گويى كه سندى شفاهى است ، و اين ديگر به خواننده واگذار شده است كه دريابد كه اطّلاعات به صورت شفاهى نقل شده‌اند و يا نقل از منبعى مكتوب بوده است . چهار تن از صاحب‌نظرانى كه سلمى از آن‌ها ياد مىكند ، صاحب كتاب طبقات بودند . نخستين آن‌ها محمد بن حسين برجلانى بغدادى ( متوفى 238 / 852 ) بود كه ماجراى زندگى زاهدان مسلمان را در كتابى به نام كتاب الرهبان با اسناد مىآورد . 127 براساس گفته‌ى اصفهانى ، برجلانى بر اين باور بود كه زاهدان مسلمان و مسيحى روش‌هاى معنوى مشابهى را دنبال مىكنند و مسلمانان ، زهد مسيحيان را كه با گرسنگى كشيدن همراه بود ، مطابق قريحه‌ى خود يافته بودند . 128 سلمى براى توصيف ده تن از زنان صوفى كه اهل بصره يا بغداد بودند ، از برجلانى به‌عنوان منبع استفاده مىكند . در يكى از اين گزارش‌ها ( بخش 39 ) سلمى به‌طور مستقيم به برجلانى اشاره دارد و به احتمال زياد اين