همكار محمد واقدى ( متوفى 207 / 823 ) تذكرهنويس معروف پيامبر بود .
ابن سعد در كتاب طبقات الكبرى شرحى از تمام راويان حديث از زمان پيامبر تا زمان خود را كه شامل بسيارى از زنان نيز مىشود ، ارائه نموده است . 121
ساختار توصيفات سلمى از زنان صوفى همانند توصيفات ابن سعد است ، و هريك از عبارات آن با نقل سلسلهى سند آن حديث ( اسناد ) آغاز شده است . براى هر نقل قول يك يا چندين نفر نام برده شدهاند ( ترجيحا شاهدان عينى ) كه مطلب را از منبع اوليهى آن گرفته و براى نويسنده نقل كردهاند . بنابراين براى سلمى و همچنين ابن سعد نقل نام راويان حديث ، همان نقش پاورقى در متون امروزى را داشته است . چرا كه آنها نقش واسط بين گذشتهى تاريخى ، هنگامى كه انتظار حضور مؤلف نمىرفت ، و زمانى را كه اثر در آن تأليف شده بازى مىكردند . به اين ترتيب حضور گويندهى اصلى متن به ناچار ديده مىشود . 122
در تذكرههاى اولياء ، تمامى اسنادها به همراه شاهد و مدرك است و " تأثير حقيقى " 123 آن به ميزان اعتبار هر سند بستگى دارد . 124 بهخصوص ، اهميت اين موضوع زمانى آشكار مىشود كه پديدهاى نادر شرح داده شده و يا هنگامى كه نويسنده ، موضوع خلاف عرف و عادتى را بيان كرده باشد .
گرچه كتاب زنان صوفى سلمى را نمىتوان بهطور مسلّم تذكره دانست و سلمى هيچگاه اشخاص كتابش را چون معجزهگران توصيف نمىكند ، تلاش سلمى بر آن است كه زنان صوفى را در جايگاه برابرى از نظر عقل و حكمت با مردان صوفى نشان دهد . ازآنجايىكه اين موضوع خلاف عرف جامعه است ، اسنادهايى كه حكم پاورقى را دارند ، براى اين بحث حياتى هستند .
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٣٥