نهنده بر أو با كردار وگفتار .
وايمان مىآوريم أو را مثل ايمان آوردن كسى كه اميدوار باشد باو در حالتي كه يقين كننده باشد ، وباز گردد بسوى أو در حالتي كه ايمان آورنده باشد ، وخضوع خشوع كند أو را در حالتي كه گردن نهنده باشد ، واخلاص ورزد از براي أو در حالتي كه موحّد باشد ، وتعظيم كند أو را در حالتي كه تمجيد كننده شود ، وپناه ببرد باو در حالتي كه رغبت كننده وسعى نماينده باشد .
متولد نشد حق سبحانه وتعالى تا اين كه در عزّت شريك داشته باشد ، وپسر ندارد تا اين كه ميراث برده شده وهالك گردد ، ومقدّم نشده بر أو هيچ وقت وزماني ونوبه نوبه فرآهم نيامده أو را هيچ زيادتي ونقصاني ، بلكه آشكار شد بعقلها با آنچه نمايان كرد ما را از علامات تدبير محكم وقضاء متقن .
پس از جمله شواهد خلق أو است خلقت آسمانها در حالتي كه ثابت ومحكماند بىستونى ، وايستاده اند بدون تكيه گاهى دعوت فرمود آنها را پس أجابت كردند در حالتي كه أطاعت كننده بودند وانقياد نماينده بدون اين كه توقّف داشته باشند يا تأخير كننده باشند ، واگر نبود اقرار آنها بربوبيّت أو وانقياد آنها بطاعت أو نمىگردانيد آنها را محلّ عرش خود ، ونه مسكن از براي فرشتگان ، ونه محلّ صعود كلمات طيّبات وأعمال صالحه از خلق .
گردانيد ستارهاى آسمانها را علامتها تا راه بيابد با آنها شخص متحيّر سرگردان در محل اختلاف راههاى أطراف زمين ، مانع نشد از روشنى نور آن ستارها شدّت تاريكى شب تيره ، ومتمكَّن نشد لباسهاى سياه ظلمتهاى با شدّت از اين كه بر گرداند آنچه كه شايع وظاهر شده در آسمانها از درخشيدن نور ماه .
پس تنزيه ميكنم آن كسى را كه پوشيده نمىشود بر أو سياهى ظلمت با شدّت ونه سياهى شب آرميده در بقعهاى زمينها كه منخفض وپستاند ، ونه در كوههاى بلند سياه رنگ مايل بسرخى كه قريب بيكديگرند ، ومخفى نمىشود بر أو آنچه
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 325
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٣٢٥