تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

الترجمة

از جمله فصلهاى آن خطبه است كه بعد از قتل عثمان وانتقال أمر خلافت بآن برج فلك امامت فرموده كه : بتحقيق طلوع كرد طلوع كننده ودرخشيد درخشنده وظاهر شد ظاهر شونده كه عبارتست از ظهور شمس خلافت از مطلع خود كه وجود مسعود آن بزرگوار است ، ومستقيم ومعتدل شد چيزى كه منحرف شده بود از أركان دين ، وبدل كرد حق سبحانه وتعالى بقومي كه از أهل باطل بودند قومي را از أهل حق ، وبروزى كه پر از جور وبدعت بود روزى را كه ظاهر شد در آن انصاف وعدالت ، ومنتظر بوديم ما تغيرات روزگار را مثل انتظار كشيدن قحطى رسيده بباران . وجز اين نيست كه أئمه طاهرين سلام الله عليهم أجمعين قائمين خدا هستند بر مخلوق أو شناساندگان اويند بر بندگان أو داخل نمىشود در بهشت عنبر سرشت مگر كسى كه بشناسد أئمه را وأئمه عليهم السّلام أو را بشناسند ، وداخل نمىشود در آتش سوزان مگر كسى كه نشناسد ايشان را وايشان أو را نشناسند . بدرستى كه خداوند متعال مختصّ نمود شما را باسلام وخالص گردانيد شما را از براي آن اسلام ، وأين از جهت آنست كه اسلام نام سلامتست وجامع كرامت ، پسنديده است خدا از براي شما طريق اسلام را ، وبيان فرموده است دلائل آن را از علمي كه ظاهر است از كتاب وسنّت ، واز حكمتى كه باطن است از عقل وفطرت ، فانى نمىشود غرائب آن وتمام نمىشود عجائب آن ، در اوست بارانهاى بهارى ، وچراغهاى ظلمتها ، گشاده نمىشود خيرها مگر با كليدهاى آن ، وكشف نمىشود ظلمتها مگر بچراغهاى آن . بتحقيق كه منع فرمود قوروق اسلام را كه عبارتست از محرّمات شرعيّه ، ومرخّص نمود چراگاه آنرا كه عبارتست از مباحات بينه ، در اوست شفاى طلب شفا كننده ، وكفايت طلب كفايت نماينده .