وطلحة مىفرمايد : هر يك از طلحه وزبير اميد دارند كه أمر خلافت از براي أو باشد وبر مىگرداند هر يكى آن را بنفس خود نه بصاحبش در حالتي كه تقرّب نمىجويند بسوى خدا بريسمان پيمان ، وتوسّل نمىكنند بسوى أو با رشتهء عهد ، هر يك از ايشان حمل كنندهء حقد وغضب است از براي رفيق خود وبعد از زمان قليل بر مىدارد پرده تزوير خود را بسبب آن كينه كه در دل دارد ، قسم بخدا اگر برسند به آن چه كه مىخواهند هر آينه البتة بر ميكند اين يكى جان آن يكى را ، والبته مىآيد اين يكى بسر آن ديگرى بتحقيق كه برخاستند جماعت ظالم پس كجايند طالبان أجر وثواب .
بتحقيق كه بيان كرده شد از براي ايشان سنّتهاى پيغمبر ، ومقدّم داشته شد بجهت ايشان أخبار حضرت سيد البشر ، واز براي هر ضلالت علَّت وسببي هست ، واز براي هر ناقض بيعت شبهه ايست ، بحقّ خدا نمىتوانم بشوم مثل شنونده صداى زدن برو وسينه با دست كه شنود خبر مرگ دهنده ، وحاضر شود نزد گريه كننده ، يعني بعد از اين كه أمارات وعلامات بغى وعدوان اين طائفه ظاهر شد بايد با ايشان محاربه ومقاتله نمائيم ، وجائز نيست كه در جاى خود با غفلت بنشينيم .
ومن كلام له عليه السّلام قبل موته
وهو المأة والتاسع والأربعون من المختار في باب الخطب .
وهو مرويّ في الكافي على اختلاف تطلع عليه أيّها النّاس كلّ امرء لاق ما يفرّ منه في فراره والأجل مساق النّفس ، والهرب منه موافاته ، كم اطَّردت الأيّام أبحثها عن مكنون هذا الأمر فأبى الله إلَّا إخفائه ، هيهات علم مخزون ، أمّا وصيّتي
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 111
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١١١