از مواضع خود ، ونباشد در شهرها چيزى كه قبيحتر باشد از معروف ، ونه چيزى كه پسنديده تر باشد از منكر ، پس بتحقيق كه بيندازند قرآن را حاملان أو ، وفراموش كنند أو را حافظان أو ، پس قرآن در آن روز وأهل آن منفى ومطرود باشند ودو مصاحب صحبت گيرنده باشند با يكديگر در يك طريق در حالتي كه منزل ندهد ايشان را منزل دهندهء ، پس كتاب وأهل آن در آن زمان در ميان مردمان باشند بصورت وأبدان ونباشند در ميان ايشان بحسب معنى ، وبا ايشان باشند ظاهرا ونباشند با ايشان باطنا از جهة اين كه ضلالت موافقت نمىنمايد با هدايت اگر چه مجتمع شوند در يك زمان پس متفق باشند قوم آن روزگار بر جدائى از قرآن ، وجدا باشند از جماعت محقّه گويا ايشان پيشوايان كتاب عزيزند وكتاب عزيز پيشواى ايشان نيست ، پس باقي نماند نزد ايشان از قرآن مگر نام أو ، ونشناسند مگر خطَّ أو را أو كتاب أو را ، وپيش از اين است مثله وعقوبت نمودن ايشان بصالحان با هر گونه عقوبت ، وتسميه كردن ايشان راست گوئى صالحان را بر خداى تعالى افترا وبهتان ، وگردانيدن ايشان در حسنات عقوبت سيئات را .
وبدرستى كه هلاك شدند كساني كه بودند پيش از شما بجهت طول آرزوها وپنهان بودن اجلها تا اين كه نازل شد بايشان مرگ موعود كه ردّ مىشود از أو عذر خواهى ، وبرداشته مىشود از أو توبه وپشيمانى ، وحلول مىكند بأو مصيبت شديده ونقمت اى گروه مردمان هر كسى طلب نصيحت كند از خداى تعالى موفّق مىشود ، وهر كس اخذ نمايد فرمايش خدا را دليل خود هدايت يابد براه راست ، پس بدرستى كه همسايهء خدا أيمن است از عذاب ، ودشمن خدا ترسانست از عقاب .
وبدرستى كه سزاوار نيست مر كسى را كه معرفت رساند بعظمت خدا اين كه اظهار بزرگى نمايد ، پس بتحقيق كه بلندي مرتبهء كساني كه مىدانند چيست عظمت وجلال خدا در اين است كه تواضع نمايند أو را ، وسلامتى كساني كه مىدانند چيست قدرت آفريدگار در اين است كه انقياد وأطاعت نمايند بر أو ، پس نفرت نكنيد از حق مثل نفرت صحيح المزاج از كسى كه ناخوشى جرب داشته باشد ، ومثل نفرت سالم
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 103
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٠٣