تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
چراگاههاى خود . بار خدايا رحم كن برنالهء ناله كنندگان ، واشتياق وفغان مشتاقان . بار خدايا پس رحم كن بر حيرت وسرگردانى ايشان در مواضع رفتن ايشان ورحمت فرما بر نالهء ايشان در مكانهاى در آمدن ايشان . بار خدايا بيرون آمديم بسوى تو در حينى كه مختلط شد بر ما شتران لاغر قحط سألها ، ووعده خلافي كرد ما را علامتهاى باران ، پس هستى تو اميد مر اندوهگين را ورساننده بمطلوب التماس كننده حزين را ، مىخوانيم ترا در زماني كه نا اميد شدند مردمان ، وممنوع شد از باريدن ابرهاى آسمان ، وهلاك شد چرندگان اين كه مؤاخذه نكنى بر عملهاى ما ، واخذ نكنى ما را بگناهان ما ، ونشر كن بر ما رحمت بىنهايت خود را بأبرهاى منفجر بباران سخت وبا شدّت ، وبا بهار ظاهر كننده ميوه ها ، وبا نبات وگياه تعجب آورنده خلقها در حالتي كه بريزد بر ما ريختنى بباران فراوان كه زنده سازى بآن آنچه كه مرده ، وباز گردانى بآن آنچه كه فوت گشته . بار خدايا آب ده ما را آب دادنى از جانب خود كه زنده سازد زمين مرده را وسيراب گرداننده باشد ومتصف شود بتمامى وعموم منفعت وپاكيزگى وببركت وگوارائى ووسعت ، در حالتي كه نمو كننده باشد گياه آن ، ميوه دهنده باشد شاخ آن ، تر وتازه باشد برگ آن كه بلند نمائى بآن ، وقوّت دهى عاجز وذليل را از بندگان خود ، وزنده سازى بآن مرده را از شهرهاى خود . بار خدايا آب ده ما را آب دادنى از نزد خود كه پرگياه شود بآن زمينهاى بلند ما ، وجارى شود بآن زمينهاى نشيب ما ، وبفراخ سالى در آيد بسبب آن أطراف وجوانب ما وروى آورد واقبال كند بجهة آن ميوهاى ما ، وزندگانى نمايد بآن چهار پايان ما ، ونمناك بشود بآن جماعتى كه از ما دورند ، واستعانت جويند بآن مردماني كه در نواحي ما هستند از بركتهاى با وسعت خودت وعطاهاى بزرگ خودت بر مردمان صاحب احتياج خود ، وحيوانات وحشى بىصاحب خود ، ونازل كن بر ما باران تر كننده بارندهء بسيار ريزان كه دفع كند باران بزرگ قطره