تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
بالفتح على المغتاب بالكسر تقتضي عدم الخروج منه إلَّا بالاستحلال خاصّة ، لكن المثبت لكون الغيبة حقّا بمعني وجوب البراءة منه ليس إلَّا الأخبار الغير النّقية السّند ، مع أنّ السند لو كان نقيّا كانت الدّلالة ضعيفة لذكر حقوق اخر في الرّوايات لا قائل بوجوب البراءة منها ، فالقول بعدم كونه حقّا للنّاس بمعنى وجوب البراءة نظير الحقوق الماليّة لا يخلو عن قوّة ، وامكان الاحتياط في خلافه بل لا يخلو عن قرب من جهة كثرة الأخبار الدالَّة على وجوب الاستبراء منها بل اعتبار سند بعضها والأحوط الاستحلال إن تيسّر وإلَّا فالاستغفار ، غفر اللَّه لنا ولمن اغتبناه ولمن اغتابنا بحقّ محمّد وآله الطَّاهرين صلوات اللَّه عليهم أجمعين .

الترجمة

از جمله كلام آن امام أنام عليه السّلام است در نهى از غيبت مردمان مىفرمايد : وجز اين نيست كه سزاوار است أهل عصمت وطهارت وكساني كه انعام شده است ايشان را در سلامتى دين اين كه رحم نمايند گناهكاران وأهل معصيت را ، وأين كه شود شكر خدا غالب بر ايشان ومانع ايشان از مذمت گنه كاران ، پس چگونه است غيبت كنندهء كه غيبت برادر خود را كند وسرزنش نمايد أو را ببلائى كه گرفتار شده است ، آيا بيادش نمىآرد مقام پوشانيدن خداوند تعالى بر أو از گناهان أو گناهى را كه بزرگتر است از گناهى كه عيب سرزنش نمود برادرشرا باو ، وچگونه مذمّت ميكند أو را بر گناهى كه مرتكب شده است مثل أو را پس اگر نبوده باشد مرتكب آن گناه پس بتحقيق معصيت نموده خداى را در غير آن از گناهى كه بزرگتر است از آن . وقسم بخدا هر آينه اگر نبوده باشد معصيت نموده خدا را در گناه كبير وعصيان نموده أو را در گناه صغير هر آينه جرئت وجسارت أو بر عيب وغيبت مردمان بزرگتر است اى بندهء خدا سرعت مكن در عيب بنده بجهة گناه أو پس شايد كه آن گناه آمرزيده شده أو را ، وأيمن مباش بر نفس خود گناه كوچك را پس شايد تو معذّب