تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
من تلبيس نكرده أم وتلبيس كرده نشده بر من ، وبدرستى كه اين جماعت همان جماعت طاغيهء باغيه است كه پيغمبر خدا صلَّى اللَّه عليه وآله خبر داده بود ، در اين جماعت است گل سياه متغير وزهر عقرب وشبههء صاحب ظلمت ، وبدرستى كه امر در اين شبهه واضح است ، وبتحقيق كه كنار شده است باطل از أصل خود ، وبريده شده زبان آن از برانگيختن شر وفساد خود ، وسوگند بخدا هر آينه پر مىسازم بجهت ايشان حوض جنگيرا كه منم كشندهء آب آن در حالتي كه بر نگردند از آن حوض سيراب ونياشامند بعد از آن آب خوشگوار . بعضي از اين كلام در ردّ ايشانست بطرز آخر كه مىفرمايد : پس اقبال كرديد بطرف من مثل اقبال شتران نوزايندگان صاحبان طفل بر أولاد خود در حالتي كه مىگفتيد بيا ببيعت اقبال كن ببيعت ، بهم گرفتم وقبض نمودم كف خود را پس بسط كرديد شما آنرا ، ومنازعه كرد با شما دست من پس كشيديد دست مرا ، پروردگارا بدرستى كه طلحه وزبير قطع رحم كردند از من وظلم كردند بر من وشكستند بيعت مرا وتحريص وتحريك كردند خلق را بر محاربهء من ، پس بگشاى آنچه كه بسته اند آن را از عزمهاى فاسده ، ومحكم نساز از براي ايشان آنچه كه استوار كرده اند آن را از رأيهاي باطله ، وبنماى بايشان پريشاني را در آنچه كه اميد دارند ودر آنچه كه عمل مىآرند ، وبتحقيق كه طلب كردم از ايشان باز گشتن ايشان را از بغى وظلم پيش از مقاتله ، ومنتظر شدم وتوقّف نمودن بايشان پيش از محاربه ، پس حقير شمردند نعمت را وكفران نمودند ورد كردند سلامتى را وخود را بورطهء هلاكت أفكندند .