تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
پس بكشيد أو را واگر چه شود آن شخص در زير عمامهء من ، وجز اين نيست كه تحكيم ساخته شدند آن دو نفر حاكم تا اين كه زنده سازند چيزى را كه زنده ساخته آن را قرآن ، وبميرانند چيزى را كه ميرانيده آن را قرآن ، وزنده گردانيدن آن عبارت است از اجتماع واتفاق بآن ، وميرانيدن آن عبارت است از افتراق از آن پس اگر كشيده بود ما را قرآن بسوى ايشان تبعيّت ايشان مىكرديم ، واگر كشيده بود ايشان را بسوى ما متابعت مىكردند ما را پس نياوردم پدر مباد شما را بجهة شما شرّى را ، وفريب ندادم شما را از كار شما ، ومشتبه نكردم آن كار را بر شما ، وجز اين نيست كه جمع شد رأىهاى رؤساى شما بر اختيار كردن دو مرد ، أخذ پيمان كرديم از ايشان كه تجاوز نكنند از حكم قرآن پس متحيّر وسرگردان شدند از آن ، وترك كردند حق را وحال آنكه مىديدند حق را وبصير بودند بآن وبود ظلم وجور آرزوى ايشان ، پس بگذشتند بآن وحال آنكه سابق شد استثنا كردن ما بر ايشان در حكم كردن بعدالت وقصد كردن مر حق سوء رأى ايشان را ، وحكم بجور ايشان را يعنى در أول أمر استثنا كرده بوديم كه اين دو نفر اگر انديشهء بدو حكم جور نمايند معتبر نخواهد شد . ومن خطبة له عليه السّلام فيما يخبر به عن الملاحم بالبصرة وهى المأة والثامنة والعشرون من المختار في باب الخطب وشرحها في فصلين الفصل الأول يا أحنف كأنّي به وقد سار بالجيش الَّذي لا يكون له غبار ولا لجب ولا قعقعة لجم ولا حمحمة خيل ، يثيرون الأرض بأقدامهم كأنّها أقدام النّعام .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 203 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي