كه دندان مىگيرد با دهان خود ومىزند با دستهاى خود ولگد مىزند با پاهاى خود ومنع مىنمايد از شير خود .
هميشه باشند اذيّت كننده بشما تا اين كه نگذارند از شما أحدى را مگر اين كه فايده دهنده بايشان يا ضرر نرساننده برايشان وهميشه باشد با شما بلاء ايشان تا اين كه نباشد انتقام يكى از شما از ايشان مگر مثل انتقام كشيدن غلام از آقاى خود ومثل انتقام كشيدن تابع از متبوع خود ، وارد مىشود بر شما فتنه ايشان در حالتي كه قبيح است وترسيده شده وطايفه بطايفه كه منسوبست بجهالة كه نباشد در ميان آن فتنه ها مناره هدايت ونه علامت ديده شده ما أهل بيت از آن فتنه در نجات هستيم ونيستيم در آن دعوت كننده بمثل آن ، پس از آن بگشايد خداوند آن فتنه را از شما مثل شكافتن وجدا نمودن پوست از گوشت بدست آن كسى كه بنمايد بايشان ذلَّت را ، وبراند ايشان را بدرشتى ، وسيراب مىنمايد ايشان را با كاسه كه تلخ شده باشد ، وندهد برايشان مگر شمشير خون آشام ، ونمىپوشاند برايشان مگر لباس خوف را پس نزد آن واقعه دوست مىدارد قريش عوض دنيا وما فيها اين كه ببيند مرا در يك مكاني اگر چه بوده باشد آن زمان ديدن بقدر كشتن شتر قرباني تا اين كه قبول نمايم از ايشان آنچه را كه مىخواهم از ايشان امروز بعض آنرا پس نمىدهند آنرا بمن
ومن خطبة له عليه السّلام وهى الثالثة والتسعون من المختار في باب الخطب
فتبارك اللَّه الَّذي لا يبلغه بعد الهم ، ولا يناله حسن الفطن ، الأوّل الَّذي لا غاية له فينتهى ، ولا آخر له فينقضي . منها : فاستودعهم في أفضل مستودع ، وأقرّهم في خير مستقرّ ،
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 96
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٩٦