تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
حالتي كه فكر مىنمودند كه كدام يك از ايشان مىنوشاند به همراه خود كاسهء مرگ را . پس يك بار نوبت گردش دولت ما را بود از دشمن ما ، وبار ديگر دشمن ما را بود از ما ، پس چون كه ديد حق سبحانه وتعالى صدق وراستى ما را نازل فرمود بر دشمن ما ذلت وخوارى را ، ونازل فرمود بر ما نصرت ويارى را ، تا اين كه قرار گرفت دين اسلام در حالتي كه افكنده بود پيش گردن را بر زمين مثل شتر آرام گيرنده ، وجاى گيرنده بود در مكانهاى خود كه عبارتست از قلوب مؤمنان گرونده . وسوگند به زندگانى خودم كه اگر مىبوديم ما در آن زمان كه مىآمديم با مثل آنچه كه شما آمديد به آن يعنى تقصير مىكرديم در حرب چنانچه شما تقصير مىكنيد بر پاى نمىشد از براي دين هيچ ستونى ، وسبز نمىشد از براي ايمان هيچ شاخ ودعوي ، وبحق خدا سوگند هر آينه مىدوشيد از آن حالت تقصير خون را بعوض شير ، ودر مىآوريد پشيمانى را عقب آن حالت تفريط وتقصير ، واللَّه أعلم بحقايق كلماته . ومن كلام له عليه السّلام وهو السادس والخمسون من المختار في باب الخطب أما إنّه سيظهر عليكم بعدي رجل رحب البلعوم ، مندحق البطن ، يأكل ما يجد ، ويطلب ما لا يجد ، فاقتلوه ، ولن تقتلوه ، ألا وإنّه سيأمركم بسبّي والبراءة منّي ، فأمّا السّبّ فسبّوني ، فإنّه لي زكاة ولكم نجاة ، وأمّا البراءة فلا تتبرّؤا منّي ، فإنّي ولدت على الفطرة ،