نمودن از اين سراى پر جفا كه مقدّر شده است در حق أهل أو زوال وفنا ، وبايد كه غالب نشود شما را در اين دنيا آرزوى نفس وهوا وبايد كه توهم ننمائيد در اين سرا در ازى مدت وطول بقا را .
پس قسم به خداوند كه اگر ناله كنيد شما مثل ناله كردن شتران حيران وسر گردان كه گم نماينده باشند بچه كان خود شان را ، وبخوانيد خدا را بنوحهء حزين مثل نوحه نمودن كبوتران ، وتضرع نمائيد بخداوند مانند تضرع نمودن زاهدان نصارى وبيرون آييد از أموال وأولاد بجهة خدا در بلند شدن درجه نزد أو سبحانه وتعالى ، يا آمرزيدن گناهى كه شمرده باشد آن گناه را نامهء اعمال وضبط نموده باشد أو را فرشتگان حضرت ذو الجلال هر آينه باشد اين جمله اندك در آنچه اميد مىدارم براي شما از ثواب دادن أو ودر آنچه مىترسم از براي شما از عقاب كردن أو .
وسوگند به خدا كه اگر گداخته شود قلبهاى شما گداختنى از ترس الهى ، وروان شود چشمهاى شما بجهت رغبت ثواب أو واز جهت ترس از عذاب أو بخون هاى دمادم پس از آن عمر نمائيد در دنيا مادامى كه دنيا باقيست جزا ومكافات نباشد عملهاى شما كه در اين مدت به عمل آورده أيد واگر چه باقي نگذاريد چيزى از سعى وطاقت خود بنعمتهاى عظيمهء أو سبحانه ، كه بشما انعام فرموده ، وبه هدايت وراهنمائى أو بسوى ايمان كه در حق شما مرعى داشته : يعنى اگر تا انقراض دنيا مشغول عمل صالح شويد ودقيقهء فتور ننمائيد برابرى اين نعم عظيمه كه در حقّ شما التفات فرموده است نخواهد بود .
الفصل الثاني
منها في ذكر يوم النحر في صفة الأضحية ومن تمام الأضحية استشراف اذنها ، وسلامة عينها ، فإذا سلمت الاذن والعين سلمت الأضحية وتمّت ، ولو كانت عضباء القرن تجرّ رجلها إلى المنسك .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 318
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٣١٨