تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
آن حضرت را از ما وقع اخبار نموده آن حضرت هر چند ترغيب فرمود أصحاب خود را بنصرت مالك وكارزار دشمنان ايشان تكاهل ورزيدند پس حضرت اين خطبه را خواند كه : مبتلا شدم بكسى كه أطاعت نمىكند مرا در قتال أهل ضلال هرگاه أمر نمايم أو را به آن ، واجابت نمىنمايد قول مرا در جدال هر گاه دعوت ميكنم أو را به آن ، پدر مباد شما را چه انتظار مىكشيد بيارى دادن پروردگار خود آيا نيست شما را ديني كه جمع نمايد شما را از اين تفرّق واختلاف آراء ، ونيست غيرتى كه بخشم آورد شما را أز اين حركت وكردار أعداء ، ايستاده أم در ميان شما فرياد كننده بجهت دفع أشرار ، ومىخوانم شما را بفرياد رسى در قتل دشمنان جفا كار . پس گوش نمىدهيد به گفتار من ، وأطاعت نمىكنيد بأمر وفرمان من تا اين كه اظهار ميكند اين كارهاى ناشايستهء شما از عاقبتهاى بدى ، يا اين كه ظاهر مىشود كارهاى دشوار از عاقبتهاى بد ، پس ادراك نمىشود با عانت شما كينه جوئى وخون خواهى از أعداء ، ورسيده نمىشود بيارى وحمايت شما مقصودي از مقصودها . دعوت كردم شما را بيارى برادران خودتان پس آواز گردانيديد در حنجره بجهت دلتنگى از دعوت من چون آواز گردانيدن شترى كه درد ناف داشته باشد وناله كند از آن ، وگرانى نموديد در كار زار چون گرانى شتر لاغر ريش پشت در رفتار ، پس بيرون آمد بسوى شما از جانب شما لشكركى مضطرب وناتوان گويا كه رانده ميشوند با جبر واكراه بسوى مرگ در حالتي كه نظر ميكند بشدايد مرگ وأهاويل آن . ومن كلام له عليه السّلام في الخوارج وهو الأربعون من المختار في باب الخطب لمّا سمع قولهم لا حكم إلَّا للَّه قال عليه السّلام : كلمة حقّ يراد بها الباطل
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 180 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي