تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
( 1 ) هوذة گفت : اى سليط ، كسى مرا به سيادت و پادشاهى رسانده كه اگر تو را به اين مقام مىرساند ، بدان افتخار مىكردى . من مشاورى دارم كه اكنون غايب است و بايد به من فرصتى بدهى تا او بازگردد و با او مشورت كنم . آنگاه اگر خدا بخواهد جواب تو را خواهم داد . نزد هوذة مردى رومى كه از بزرگان مسيحيان دمشق بود حضور داشت ؛ هوذة به او گفت : نامه‌اى از محمد برايم فرستاده شده و مرا به اسلام دعوت كرده است ؛ ولى من جوابش را نداده‌ام . رومى گفت : چرا دعوت او را نپذيرفتى ؟ ( 2 ) گفت : نمىخواستم كه دينم را تغيير بدهم و از سوى ديگر من حاكم قوم خويش هستم و نمىخواستم كه اين مقام را از دست بدهم ! رومى گفت : به خدا قسم كه اگر دعوتش را بپذيرى ، تو را بر پادشاهىات ابقاء خواهد كرد و خير تو در اين است كه از او پيروى كنى ؛ زيرا او همان پيامبر عربى است كه عيسى بن مريم به بعثت او بشارت داده است و اين خبر در انجيل ما مكتوب است . آنگاه در جواب رسول خدا نوشت : « به سوى مطالب خوب و نيكويى دعوت مىكنى . همانا من شاعر و خطيب قوم خود هستم و اعراب از مقام و منزلت من حساب مىبرند ، پس بعضى از امور را به من واگذار كن تا از تو پيروى كنم » . و غلامى به نام كركره « 1 » را به پيامبر هديه كرد و هياتى را براى مذاكره با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدينه فرستاد كه رحّال بن عنفوه و مجاعة بن مراره در ميان آنها بودند و آنها را سفارش كرد كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بگويند : اگر امور را بعد از خود به وى واگذار كند ، اسلام آورده و نزد وى مىآيد و او را يارى مىكند و الّا قصد جنگ با وى را مىكند ! ( 3 ) پس از آنكه نامهء وى براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خوانده شد ، فرمود : خير ، چنين نخواهد شد . اگر از من تقاضا مىكرد كه ذره‌اى از زمين را به وى واگذار كنم ، چنين نمىكردم . همانا خودش و حكومتش نابود شد . آنگاه دست به دعا برداشت و فرمود : خدايا مرا از شر او كفايت كن . « 2 » ( 4 ) اين مطلبى است كه ابن سعد در الطبقات الكبرى به نقل از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد هوذه روايت كرده است و كلينى در روضة كافى با سندى از أبان بجلى كوفى به نقل از امام باقر عليه السّلام از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در مورد ثمامة بن أثال فرمود : خدايا ، مرا بر ثمامه مسلّط كن ! پس از مدتى مسلمانان او را اسير كردند و به سوى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آوردند ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : تو را بين يكى از اين سه امر مخير مىگردانم : تو را به قتل برسانم ! گفت : در اين صورت يكى از
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 287 . ( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 262 و نك : مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 137 - 139 .