تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
سپس بشير با نيروهايش حركت كرد تا به جايگاه اين افراد رسيد ، امّا هيچ كس را در آنجا نيافت . براى همين با چارپايان برگشتند تا به منطقهء سلاح رسيدند . در آنجا عيينة بن حصن را ديدند و با هم درگير شدند . آنها فرار كردند و مسلمانان توانستند يك يا دو نفر از آنها را اسير كنند . سپس آنها را نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آوردند و پس از آن كه اسلام آوردند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را آزاد كرد . « 1 » ( 1 )

نامهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به امير يمامه

وقتى به طور اجمالى در مورد ارسال نامه‌هاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به پادشاهان و امراء صحبت كرديم ؛ گفتيم كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله سليط بن عمرو عامرى را به سوى دو پادشاه يمامه « 2 » : ثمامه بن أثال حنفى و هوذة بن على حنفى فرستاد . « 3 » به عين نامهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به أثال اشاره نشده است و فقط نامهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به هوذة به اين مضمون ذكر شده است . « بسم الله الرحمن الرحيم . از محمد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، به هوذة بن على . سلام بر كسى كه از هدايت و راه راست پيروى كند . بدان كه دين من به زودى همه جا را فرامىگيرد و تو بايد اسلام بياورى تا سالم بمانى و سعادتمند شوى و آنچه در دست توست را در اختيار تو باقى مىگذارم » . ( 2 ) او نصرانى بود « 4 » و سليط بن عمرو به يمامه رفت و آمد مىكرد ، براى همين نامه را به وسيلهء او براى هوذة فرستاد تا او را به اسلام دعوت كند . هنگامى كه وى بر هوذه وارد شد ، او را مورد اكرام و احترام قرار داد ، سپس نامه را گرفت و خواند . پس از آنكه نامه را خواند ؛ سليط به او گفت : اى هوذة ، همانا سپاهيان و ارواحى كه در آتش هستند تو را به پادشاهى و سيادت رسانده‌اند و به درستى كه سيادت شايستهء كسى است كه از ايمان و تقوى بهره‌مند باشد . به گونه‌اى باش كه قومى كه با رأى تو سعادتمند شده‌اند ، بدبخت نشوند ! من تو را به بهترين چيزها دعوت مىكنم و از بدترين چيزها نهى مىكنم ! تو را به عبادت خدا سفارش مىكنم و از عبادت شيطان بر حذر مىدارم ؛ زيرا كه عبادت خدا باعث ورود به بهشت مىشود و پيروى از شيطان تو را جهنمى مىكند . اگر آنچه را كه مىگويم قبول كنى ، به آرزويت رسيده‌اى و از آنچه مىترسى در امان خواهى ماند و اگر از آن روى برگردانى ، همانا پردهء ميان ما و خودت را دريده‌اى و ترس و جنگ را حاكم گردانيده‌اى !
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 728 . ( 2 ) . يمامه از سرزمين‌هاى نجد در شرق مكه است و مركز آن حجر مىباشد كه در شانزده منزلى بصره و نزديك به همين فاصله از كوفه قرار دارد و بين آن و بحرين ده شبانه روز راه است ، چنان كه در مادهء بحرين در معجم البلدان و قاموس آمده است . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 254 ، و بنى حنيفه از بكر بن وائل ، از ربيعة بن نزار بودند . ( 4 ) . معجم البلدان ، مادهء بحرين و الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 82 .