تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
افراد براى پوشاندن و خاموش كردن آن هستيد . دانشمندان و فضلاى شما فهميده‌اند كه او به سوى فضيلت فرامىخواند و بدان فرمان مىدهد ، پس در پذيرش دعوت وى از نخستين‌ها باشيد و نه از آخرين‌ها . از او پيروى كنيد تا از اشرف و سرآمدان عرب شويد . به طور داوطلبانه دعوت وى را بپذيريد قبل از آن كه به پذيرش آن مجبور شويد . همانا من چنان مىبينم كه دعوت او همه جا را فرامىگيرد . بدانيد اين چيزى كه او مردم را به آن فرامىخواند ، اگر دين نباشد ، دربردارندهء رفتارى نيكو است . حرف مرا بشنويد و از من پيروى كنيد كه در اين صورت از پرجمعيت‌ترين عرب و داراى وسيع‌ترين سرزمين‌ها خواهيد شد . و من امر او را چنان مىبينم كه هيچ ذليلى از او پيروى نمىكند مگر اينكه عزيز مىشود و هيچ عزيزى از آن روى برنمىتابد ، مگر اينكه ذليل شود . از او پيروى كنيد كه عزتى بر عزت‌هاى شما افزوده مىشود و هيچ كس مثل شما نخواهد شد . همانا پيشىگيرندگان ، سهمى براى عقب‌افتادگان باقى نمىگذارند و اين دعوتى است كه دنباله دارد و هر كسى زودتر به او اقتدا كند ، ماندگار شود و ديگران از او تبعيت مىكنند . پس عزم خود را جزم كنيد كه همين باعث قوّت و نيروى شماست . ( 1 ) مالك بن نويره كه از [ كافران بنى تميم ] بود گفت : حتما اين مرد ديوانه شده است ! اكثم گفت : واى بر آدم گرفتار از دست آدم آسوده و بىخيال « 1 » . به خدا قسم كه براى تو نگران نيستم ، بلكه براى عامهء مردم نگران هستم . سپس در ميان قوم خود اعلام كرد كه چه كسى او را همراهى مىكند ؟ صد نفر اعلام آمادگى كردند و با او حركت كردند و به جايى رسيدند كه تا مدينه چهار شبانه روز فاصله داشت . . . در آنجا تشنگى بر آنها غالب شد . اكثم يقين پيدا كرد كه از تشنگى فوت خواهد كرد ؛ از اين رو به همراهان خود گفت : بر اين مرد وارد شويد و بگوييد كه من شهادت مىدهم : لا إله الا الله ، محمد رسول الله . و ببينيد كه اگر با خود كتابى آورده است كه همانند سخنانش روشن است ، به او ايمان بياوريد و از او پيروى كنيد و او را يارى نماييد . آنها وارد مدينه شدند و اسلام آوردند . « 2 » ( 2 )

سريهء ابن سعد به فدك

خداوند روستاهاى فدك را غنيمت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قرار داد و مسلمانان جنگ و لشكركشى به سوى آن نداشتند و خداوند رسول خودش را بر آنها و روستاها و مزارعشان مسلط كرد و همهء اين‌ها خالصه رسول خدا گرديد .
هامش
( 1 ) . إكمال الدين ، ص 531 - 532 . ( 2 ) . جمهرة رسائل العرب از شرح العيون ، ص 14 ، و همچنين كراجكى به آن اشاره كرده است . و صدوق مىنويسد : بيشتر بر آنند كه اكثم اسلام نياورده و ابن عبد البر مىنويسد : اسلام او در زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ثابت نيست . همچنين نگاه كنيد به مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 155 - 158 .