تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
خدا فرستاده بود . على عليه السّلام پس از ملاقات وى از او درخواست كرد كه از ناقه پياده شود و آن را به صاحبانش تحويل دهد . او گفت : اى على ، چرا چنين كنم ؟ فرمود : اين مال آنها است كه آن را شناسايى كرده‌اند و حق دارند آن را بگيرند . آنگاه على عليه السّلام رافع را بر ترك خود سوار كرد و به حركت خويش ادامه دادند تا در فيفاء الفحلتين به سپاه اسلام رسيدند . ( 1 ) على عليه السّلام زيد بن حارثه را ملاقات كرد و فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داده است آنچه از اموال و افراد اين قوم به دست آورده‌اى ، به آنها بازگردانى . زيد گفت : نشانه‌اى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ارائه كن ! على عليه السّلام فرمود : اين شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است . زيد شمشير را شناخت . سپس از مركب خود پياده شد و به سپاهيان اعلام كرد كه جمع شوند . آنها جمع شدند . آنگاه اعلام كرد : هر كسى كه مالى يا اسيرى را به غنيمت برده است ، بايد آن را بازگرداند ، زيرا فرستادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چنين پيغامى آورده است . « 1 » بنى ضبيب شروع به تحويل گرفتن افراد و اموال خود كردند و حتى بعضى از جواهرات زنان را از لابلاى اثاثيهء سپاهيان بيرون مىكشيدند ! « 2 » ( 2 ) بنابراين ، خبرى كه ارسال نامهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به قيصر روم در شام به وسيلهء دحيهء كلبى را بيان مىكند ، متضمن نامهء ديگرى به قبيله‌هاى بنى ضبيب و جذام و وائل و سعد بن هذيم از غطفان مىباشد كه به وسيلهء رفاعة بن زيد ضبيبى جذامى از طايفهء غطفان براى آنها فرستاده شده است . اين نامه در اسلام آوردن آنها تأثير گذاشت و بعدها هم سبب آزاد شدن اموال و اسيران آنها شد . اين خبر اگر چه به اسلام آوردن اين قبايل از غطفان به غير از قبيلهء بنى ضبيب تصريح نكرده است ؛ امّا ظاهرا به اين امر اشاره مىكند . و در آنجا قبايل ديگرى از غطفانىها بودند كه بعدا مسلمان شدند . ( 3 )

نامهء پيامبر به اكثم بن صيفى تميمى

نامه‌هاى آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دو قسم هستند : برخى از آنها معلوم التاريخ‌اند كه از سال هشتم تا دهم ارسال شده است و بعضى مجهول التاريخ هستند ؛ اما بايد به معلوم التاريخ‌ها ملحق شوند . از جمله نامهء مجهول التاريخى كه سزاوار است در اينجا مطرح شوند ، نامهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به اكثم بن صيفى تميمى ، از حكماى معروف عرب مىباشد .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 560 - 559 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 264 . از تحريفات يا تصحيفات عجيب اين است كه در سيره آمده است : « زيور آلات زنان را از لابلاى اثاثيهء سپاهيان بيرون مىكشيدند » ؛ اما اين عبارت در مغازى واقدى به اين صورت تحريف شده است : « زنان را از زير مردان بيرون مىكشيدند ! ! »