تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
( 1 ) خبر آن را صدوق در اكمال الدين ، در باب پنجاه و هفتم و در قسمت معمّرين آورده است . وى اخبار مربوط به وى را با اين شعر او شروع كرده است :
و إنّ امرا عاش تسعين حجّة * إلى مائة لم يسأم العيش ، جاهل
خلت مائتان غير ستّ و اربع * و ذلك من عدّ الليالى قلائل
- اگر مردى نود يا صد سال عمر كرده ، اما از زندگى خسته نشده ، جاهل است . - عمر از دويست كه شش و چهار را از آن كم كنى گذشته است و اين در مقايسه با شمارش شب‌هاى بسيار ، اندك است . ( 2 ) وى در ادامه مىنويسد : عرب‌ها هيچ كس را حكيم‌تر و انديشمندتر از او نمىدانستند و هنگامى كه او جريان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را شنيد ، پسرش ، حليس را فرا خواند و او را به مدينه فرستاد تا ببيند چه خبر است . و هنگام حركت به وى گفت : اى پسرم ، وقتى كه بر اين مرد وارد شدى - كه من حسب و نسب او را پرسيده‌ام و مىدانم كه او از قريش كه سرور عرب‌ها هستند ، مىباشد - بايد بدانى كه او يكى از اين دو است : يا به دنبال پادشاهى است كه اين براى غير او معين گرديده است كه در اين صورت او را احترام فوق العاده بگذار و در مقابلش از جا برنخيز و بدون اجازه‌اش بر جايى ننشين تا او بگويد . در اين صورت اگر به دنبال پادشاهى است ، از او دور باش تا از شر وى در امان بمانى و به او نزديك شو تا از خير او بهره‌مند گردى . ( 3 ) امّا اگر پيامبر باشد ، در اين صورت ، چيزى را دوست ندارد ، مگر آنكه بدان مىرسد و به چيزى نگاه نمىكند ؛ مگر آنكه دربارهء آن حكم مىكند . او خير را از هر جايى كه باشد ، مىگيرد . او هيچ‌گاه خطا نمىكند تا مورد عيب‌جويى قرار گيرد . كارهايش همان گونه است كه دوست مىدارى . تمام كارهايش را صالح و تمام اخبارش را صادق مىيابى . او را مىبينى كه داراى نفس متواضعى است و در مقابل خدا خوار و ذليل است ، در اين صورت بدون مشورت با من صحبتى با او نداشته باش ؛ زيرا اگر فرستاده‌اى از پيش خود كارى را انجام دهد ، كار از دست آن كسى كه او را فرستاده است ؛ خارج مىشود . آنچه را كه به تو مىگويد ، خوب به خاطر بسپار تا به من بگويى ؛ زيرا اگر چيزى را فراموش كنى يا خيال‌بافى كنى ، اين زحمت را بر دوش من مىاندازى كه پيك ديگرى بفرستم . ( 4 ) آنگاه نامه‌اى به اين مضمون همراه وى فرستاد : « باسمك اللهم ، از بنده‌اى به بندهء ديگر . اما بعد ، آنچه كه به تو ابلاغ شده است ، به ما ابلاغ كن . همانا خبرهايى از تو به ما رسيده است كه اصل آن را نمىدانيم . اگر صلاح مىدانى آنها را به ما نشان بده و اگر آنها را آموخته‌اى به ما ياد بده و ما را در گنج خود شريك كن . و السلام » . « 1 »
هامش
( 1 ) . إكمال الدين ، ص 531 - 530 و كنز الفوائد از كراجكى .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 86 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى