تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
( 1 ) و بعد از سه روز در حالى كه سرش را بسته بود و به على عليه السّلام و فضل بن عباس تكيه كرده بود ، از منزل بيرون آمد و بر منبر نشست و فرمود : « اى مردم ، هنگامهء رفتن من از ميان شما فرارسيده است . به هر كس كه وعده‌اى داده‌ام ، بيايد تا آن را به او بدهم و هر كسى كه از من طلبكار است ، بيايد تا آن را بپردازم . اى مردم ، بين خدا و هيچ كس ، چيزى جز عمل نيست كه با آن خير يا شرى را انجام دهد . اى مردم ، هيچ كس ادعا و آرزوى گزافى نداشته باشد . قسم به كسى كه مرا به حق مبعوث كرده است ، هيچ چيز غير از عمل همراه با رحمت ، باعث نجات نمىشود ! و اگر فردى معصيت كند ، نابود مىشود ! آيا پيام خدا را ابلاغ كردم ؟ پس از ايراد خطبه ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز كوتاهى به جاى آورد و وارد منزل ام سلمه رضى اللّه عنها شد . « 1 » ( 2 )

نيابت از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله

شيخ مفيد در ارشاد افاده كرده است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در حجرهء ام سلمه رضى اللّه عنها بود . سپس عايشه از همسران پيامبر اجازه گرفت كه او را به حجرهء خودش ببرد تا از او پرستارى كند و آنها اجازه دادند . سپس پيش ام سلمه آمد و از او اجازه خواست تا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به منزل خودش منتقل كند و او اجازه داد . پس از آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به منزلى كه عايشه در آن زندگى مىكرد ، منتقل شد و بيمارى آن حضرت همچنان ادامه پيدا كرد تا بسيار شديد شد . ( 3 ) بلال هر روز اذان مىگفت ، سپس پيش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىآمد و او را از اذان باخبر مىكرد . يك روز اذان صبح را گفت ، سپس پيش آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمد كه ديد به خاطر بيمارى بيهوش شده است . بلال با صداى بلند گفت : الصلاة ، يرحمكم اللّه . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با صداى بلال ، به هوش آمد و فرمود : يكى به جاى من نماز بخواند ، من توانايى آن را ندارم . عايشه گفت : ابو بكر را خبر كنيد « 2 » و حفصه گفت : عمر را خبر كنيد .
هامش
- آزادشدهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده و گفته است : در شب ، فقط عايشه نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود ! و گويى كه ابن عاص نمىخواسته است كه نامى از على عليه السّلام ببرد ! همچنين ابن اسحاق در ج 4 ، ص 304 كلمهء فتنه‌ها را در ضمن خطبهء مسجد ذكر كرده است . ( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 182 . ( 2 ) . همان ؛ و ابن ابى الحديد معتزلى از استادش ، يوسف لمعانى نقل كرده است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله - چنان كه روايت شده است - فرمود كه يكى نماز را بخواند و كسى را تعيين نكرد و اين نماز ، نماز صبح بود ، امّا على عليه السّلام مىفرمود : عايشه به بلال دستور داد كه پدرش را صدا بزند تا براى مردم نماز بخواند . على عليه السّلام اين مطلب را بارها در خلوت براى اصحاب خود نقل مىكرد و مىفرمود : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نفرمود شما همانند زنانى هستيد كه يوسف را به زندان فرستادند ، مگر به خاطر اينكه اين حالت را انكار كردند و از دست آنان خشمگين شد ؛ زيرا آن دو هر كدام درصدد بودند كه پدر خودشان را نايب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قرار دهند و پيامبر با كنار رفتن ابو بكر از محراب ، نماز را از اول شروع كرد ، شرح نهج البلاغه ، ج 9 ، ص 197 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 558 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى