تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
جالب اين است كه طبرى قبل از اين ، از كلبى به نقل از ابى مخنف به نقل از فقهاى حجاز روايت كرده است : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله چند روز باقيمانده به ماه صفر مريض شد و در حجرهء زينب بنت جحش بسترى گرديد . « 1 » آنگاه در خبر ديگرى از سيف به نقل از ابن عباس آورده است : مردم ( ! ) به اردوگاه رفتند ، امّا كارها به پايان نرسيد ، زيرا بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بسيار شديد شد و مردم منتظر بودند كه ببينند ، عاقبت كار چه مىشود تا اينكه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت . « 2 » ( 1 )

سخنان شيخ مفيد در ارشاد

شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از نزديك شدن أجل خود مطلع گرديد ، به هر مناسبتى براى مسلمانان سخنرانى مىكرد و آنان را از فتنه‌انگيزى و اختلاف بعد از خودش برحذر مىداشت . و بسيار سفارش مىكرد كه به سنت او متمسك شوند و بر آن اتفاق نظر و وحدت داشته باشند و آنان را به پيروى از عترت خود و اطاعت و حفاظت از آنها و كمك و يارى به آنها در دين تشويق مىكرد و از اختلاف و ارتداد برحذر مىداشت . ( 2 ) از جمله مطالبى كه راويان از آن حضرت دربارهء وحدت و اتفاق نظر نقل كرده‌اند ، اين است : « اى مردم ! من از ميان شما مىروم . و شما در حوض كوثر بر من وارد مىشويد . آگاه باشيد كه دربارهء دو چيز از شما سؤال خواهم كرد . پس مواظب باشيد كه چگونه از آنها محافظت مىكنيد . بدانيد كه خداوند به من خبر داده است كه اين دو از هم جدا نمىشوند تا مرا ملاقات كنند . من اين را از خدا درخواست كردم و او آن را به من عطا فرمود . آگاه باشيد كه من اين دو را در ميان شما مىگذارم : كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم را . از آن دو پيشى نگيريد كه متفرق مىشويد و از آن دو عقب نمانيد كه هلاك مىشويد و سعى نكنيد كه چيزى به آن دو ياد بدهيد ، زيرا آن دو آگاه‌تر از شما هستند . اى مردم ، اين گونه نباشيد كه بعد از من به كفر خويش بازگرديد و خون همديگر را بريزيد . . . آگاه باشيد كه على بن أبي طالب ، برادر و وصى من است كه بر سر تأويل قرآن مىجنگد ، چنان كه من بر سر تنزيل قرآن جنگيدم . » ( 3 ) سپس اسامه را به فرماندهى انتخاب كرد و پرچم را به نام او بست و به او دستور داد كه به سوى سرزمين روم ، همان جايى كه پدرش به شهادت رسيد ، حركت كند . نظر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اين بود كه مهاجران و انصار اوليه را از مدينه به بيرون بفرستد تا در هنگام وفاتش كسى از اين‌ها در مدينه نمانده باشد كه در
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 187 . ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 186 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 555 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى