تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
به اين ترتيب ، اين روايت بر خلاف چيزى است كه ابن عقبه و واقدى نقل كرده‌اند مبنى بر اينكه عمر ، به اردوگاه رفت و ابو بكر ، پيش همسرش در بالاى مدينه رفت ، و موافق با مطلبى است كه يعقوبى در تاريخ آورده و گفته است : اين دو همراه لشكر اسامه خارج شدند و اين لشكر مشتمل بر مهاجرين و انصار بود ، بلكه شيخ مفيد گفته است : اين لشكر شامل تمام امت بود . « 1 » ( 1 )

زيارت بقيع و ايراد خطبه

شيخ مفيد در ارشاد آورده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : جبرئيل هر سال قرآن را يك مرتبه بر من عرضه مىكرد و امسال آن را دو مرتبه عرضه كرده است . و سبب آن را چيزى نمىدانم ، جز اينكه أجل من فرارسيده است . « 2 » يا على ، من بين انتخاب گنج‌هاى دنيا و جاودانگى در آن و بين بهشت مخير شدم ، اما ملاقات پروردگارم و بهشت را اختيار كردم « 3 » . پس از آنكه پيامبر بيمار شد و احساس كرد كه أجلش فرارسيده است ، به اطرافيانش فرمود : مأمور شده‌ام كه براى اهل بقيع استغفار كنم . پس بر على عليه السّلام تكيه كرد و به بقيع رفت و در ميان قبرستان ايستاد و فرمود : « السلام عليكم يا اهل القبور . . سلام بر شما اى اهل قبور ، به شما تبريك مىگويم كه از آنچه مردم در آن گرفتار مىشوند ، عبور كرديد ، زمانى كه فتنه‌ها ، همانند تكه‌هاى شب تار ، يكى ، پس از ديگرى روى مىآورند . » و سپس به منزل خود بازگشت . « 4 »
هامش
- قدماى معتزله مىباشد ، در كتاب سقيفه ذكر كرده است و معتزلى شافعى بغدادى ( متوفاى 665 ه ق ) آن را در شرح نهج البلاغه ، ج 6 ، ص 52 از او نقل كرده و سپس شهرستانى آن را در حاشيهء فصل 1 ، ص 20 كتاب الملل و النحل نقل كرده است . ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 180 ؛ اما اين بسيار بعيد به نظر مىرسد ؛ زيرا بسيارى از مردم از شركت در سپاه اسامه خوددارى كردند . نك : بحار الانوار ج 31 ، ص 14 - 24 . ( 2 ) . اين چيزى است كه شيخ مفيد آن را براى اولين بار در اينجا ذكر مىكند و در تمام منابع ديگر ما وجود ندارد ؛ إعلام الورى ، ج 1 ، ص 264 ؛ قصص الأنبياء ، قطب راوندى ، ص 357 و مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 291 آن را از او نقل كرده‌اند . ( 3 ) . اين مطلب به همين صورت از شيخ مفيد در بحار الانوار ، ج 22 ، ص 466 آمده است و در ج 21 ، ص 409 از المنتقى ، تأليف كازرونى آمده است : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله همراه ابى مويهبه به سوى بقيع رفت . و او از ابن اسحاق در سيره‌اش ، ج 4 ، ص 292 آن را نقل كرده است . و شيخ صدوق در أمالى خود ، ص 226 ، حديث 11 آن را از امام صادق عليه السّلام از پدرش به نقل از جدش روايت كرده است . اما اين جريان در روز وفات در منزل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رخ داده است نه در اوايل بيمارىاش در بقيع . و در خبر آمده است كه بعد از انتخاب و ترجيح آخرت به وسيلهء جبرئيل ( ! ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ملك الموت مىگويد : مأموريت خويش را انجام بده ! و در خبر است كه ملك الموت مأمور نشد ، مگر بعد از انتخاب آخرت به وسيله رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، در اين صورت در الفاظ خبر فوق اضطراب وجود دارد . شيخ مفيد هم اين روايت را در امالى خود ، ص 53 ، حديث 15 با استناد به امام باقر عليه السّلام روايت مىكند : كسى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را مخير گردانيد ، جبرئيل بود كه حضرت صلّى اللّه عليه و آله آخرت و رفتن نزد خداى متعال را انتخاب كرد ، چنان كه مثل همين روايت در سيره ، ج 4 ، ص 301 از عايشه نقل شده است . ( 4 ) . ارشاد ، ج 2 ، ص 181 . و مثل همين را ابن اسحاق در سيره ، ج 4 ، ص 291 - 292 ، از عبد اللّه بن عمرو بن عاص از ابى مويهبه ، -