تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
نرسانيد . . . اگر شما را ديدند و شما را صدا زدند و فراخواندند ، آرام باشيد و وقار خود را حفظ كنيد . با همديگر نزاع نكنيد كه شكست مىخوريد و قدرت شما از بين مىرود « 1 » . دائما بگوييد : « پروردگارا ! ما بندگان تو هستيم و آنها هم بندگان تو هستند . اختيار ما و آنها به دست تو است . و همانا تو هستى كه بر آنها غالب مىشوى . » و بدانيد كه بهشت زير سايهء برق شمشيرهاست . اى اسامه ، با نام خدا حركت كن و در جرف اردو بزن . » اسامة پرچم را گرفت و به بريدة بن حصيب أسلمى داد و او آن را به خانهء اسامه برد . ( 1 ) واقدى در ادامه مىنويسد : جرف در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سقاية سليمان معروف بود و مردم ( ! ) گروه گروه براى جنگ خارج مىشدند . كسانى كه كارهايشان را زودتر انجام داده بودند ، خارج شدند و عده‌اى باقى مانده بودند كه هنوز كارهايشان را انجام نداده بودند . در اين قسمت واقدى به مهاجرين اوليه تصريح مىكند و مىنويسد : هيچ كدام از مهاجرين اوليه نبودند مگر اينكه براى اين جنگ فراخوانده ( ؟ ) شده بودند . سپس چهار نفر از مهاجرين اوليه را به اين ترتيب ذكر مىكند : عمر بن خطاب ، ابو عبيده جراح ، سعد بن ابى وقاص و سعيد بن زيد عدوى . سپس دو نفر از انصار به نام‌هاى : سلمة بن اسلم و قتادة بن نعمان را بر مىشمارد . آنگاه اعتراض آنها را چنين بيان مىكند : عده‌اى از مهاجرين اوليه به فرماندهى اسامه اعتراض مىكردند كه بيشتر و شديدتر از همه ، عياش بن ابى ربيعه مخزومى اعتراض مىكرد و مىگفت : « چگونه اين جوان را فرماندهء مهاجران اوليه قرار داده است ؟ ! » و بدين ترتيب حرف و حديث در اين باره زياد شد ! ( 2 ) عمر بن خطاب نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و جريان را به اطلاع وى رسانيد و اين در روز شنبه ، دهم ربيع الاول بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه قطيفه‌اى بر دوش انداخته و سرش را با دستمالى بسته بود ، خارج شد و بر روى منبر قرار گرفت . او پس از حمد و ثناى الهى فرمود : « اى مردم ، اين چه سخنانى است كه بعضى از شما دربارهء فرماندهى اسامة بن زيد زده‌ايد ؟ ! به خدا قسم كه اگر امروز به فرماندهى او طعنه مىزنيد ، ديروز به فرماندهى پدرش طعنه مىزديد ! به خدا قسم كه زيد براى فرماندهى لايق بود و پسرش بعد از او ، براى فرماندهى لياقت دارد . دربارهء او همديگر را به خير و نيكى سفارش كنيد كه او از برگزيدگان شما است . » سپس از منبر پايين آمد و وارد خانه‌اش شد . مسلمانان پيش مىآمدند و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خداحافظى مىكردند تا همراه اسامة براى جنگ خارج شوند كه عمر بن خطاب هم در ميان آنها بود . و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : « هرچه زودتر سپاه اسامه را عازم كنيد ! »
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) ، 46 .