هنگامى كه طليحة و مرتدان در سميراء اردو زدند ، مسلمانان براى مقابله با آنها در واردات اردو زدند .
با اقدامات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تعداد مسلمانان دائما در حال زياد شدن و مرتدان در حال كم شدن بود كه خبر رسيد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله رحلت كرده است . پس از آن تعداد مسلمانان كم شد و مردم به دور طليحة جمع شدند و كار او بالا گرفت تا جايى كه مسلمانان از آنجا گريختند . « 1 »
( 1 )
فرماندهى اسامه
با وجودى كه رسول خدا از درد و بيمارى رنج مىبرد ، لحظهاى از اجراى دستورات الهى و مقابله با مرتدان در يمامه و يمن و غير آن غافل نمىشد ؛ اما چون خودش نمىتوانست مستقيما وارد صحنه كارزار شود ، با فرستادن پيكها و نامهها به عاملان و طرفداران خود ، با آنان مقابله مىكرد .
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و بر بن يوحنّس را پيش فيروز ديلمى و گشايش ديلمى و دادويه اصطخرى در صنعاء فرستاد و از آنها كه فارس بودند ، درخواست كرد افرادى از بنى تميم و قيس را كه نام برده بود ، يارى كنند . در مقابل به آنها هم نامه نوشته بود كه فيروز و همكارانش را يارى كنند . « 2 » و مثل همين كار را دربارهء مسيلمه و طليحه انجام داد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله لشكرى را براى مقابله با آنها تجهيز نكرد و تنها اسامه را تعيين كرد كه به اتفاق لشكرى به بلقاى شام برود .
( 2 ) خبر مربوط به اين غزوه در كتاب مغازى موسى بن عقبه از زهرى چنين آمده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از حجة الوداع به مدينه بازگشت و ماه محرم و صفر را در مدينه به سر برد و سپس در صفر مريض شد .
او اسامة بن زيد بن حارثه را فرماندهء لشكرى قرار داده بود كه بيشتر آن را مهاجران قرار مىدادند و عمر بن خطاب هم در ميان آنان بود . « 3 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به وى دستور داد كه به سوى مؤته ، همان جايى كه پدرش ، زيد بن حارثه و جعفر بن أبي طالب و عبد اللّه بن رواحه به شهادت رسيدند ، پيش برود .
( 3 ) اسامه براى جنگ آماده شد و در حالى كه سلاح جنگى پوشيده بود ، به سوى جرف « 4 » خارج شد ؛ اما به خاطر بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چند روز در لشكرگاه جرف باقى ماند تا شب دوشنبه ماه ربيع الاول ( ؟ ) فرارسيد . در اين شب حال رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بهتر شد و براى اقامهء نماز صبح حاضر شد ، درحالىكه بر فضل بن عباس تكيه كرده بود . او در كنار ستون نشست و مسلمانان دور او جمع شده و به او سلام مىكردند و براى سلامتىاش دعا مىكردند .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 257 ، به ترديدى كه در اين مورد در كتاب عبد الله بن سبأ ، ج 2 ، ص 26 - 56 آمده است ، نگاه كنيد .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 187 .
( 3 ) . او نامى از ابو بكر نبرده است ، ولى با اين حال ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه ، ج 17 ، ص 183 گفته است : موسى بن عقبه متذكر شده است كه ابو بكر در سپاه اسامة نبوده است .
( 4 ) . جرف ، لشكرگاه مسلمانان كه در 6 كيلومترى مدينه قرار داشت ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 128 .