( 1 ) پس از طلوع فجر ، دادويه اسم رمز را با صداى بلند فرياد زد . محافظان به سرعت آنها را محاصره كردند ، امّا گشايش شروع به اذان گفتن كرد و گفت : اشهد انّ محمدا رسول الله و انّ عبهلة كذّاب ! . . . سپس سر أسود را پيش محافظان انداختند و اعلام كردند : اى اهل صنعاء ، هر يك از طرفداران أسود را كه ديديد ، او را به بند بكشيد و هر كدام از آنان كه به خانههاى شما وارد شدند ، او را به بند بكشيد . بدين ترتيب عدهء زيادى از طرفداران أسود اسير شدند و سپس با اسرايى كه طرفداران أسود گرفته بودند ، مبادله شدند .
( 2 ) به اين ترتيب خدا اسلام و مسلمانان را عزيز كرد و صنعاء و جند از دست أسود آزاد شد و اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آنجا بازگشتند و معاذ بن جبل ، فرستادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى آنان نماز جماعت خواند و نامهاى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نوشتند تا جريان را به اطلاع او برسانند .
اين خبر را در همان شبى كه اسود كشته شد ، جبرئيل به اطلاع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسانيد . و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در صبح همان شب به اصحابش فرمود : ديشب أسود عنسى كشته شد . او را مردى مبارك كه از خانوادهاى مبارك است ، به قتل رسانيد . پرسيدند : او كيست ؟ فرمود : فيروز . به درستى كه فيروز پيروز شد . « 1 » خداوند أسود عنسى كذّاب را به دست مردى از برادران شما كه اسلام آورد ، به قتل رسانيد « 2 » . ابن حجر به نقل از ابى عبيدة در كتاب مناقب الفرس آورده است : پس از آن كه فارسها ، أسود عنسى را كشتند ، سر او را همراه زرعة بن عريب و عبد الله بن ديلمى و چند نفر ديگر براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرستادند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ، قدوم آنان را گرامى داشت و به فرستادگان خود در يمن سفارش آنان و همهء فارس را كرد . « 3 »
( 3 ) در مورد تاريخ به هلاكت رسيدن أسود ، طبرى از ضحاك بن فيروز ديلمى نقل كرده است : أسود در ابتدا ، امر خود را مخفى نگه مىداشت تا اينكه خروج كرد و از هنگام خروج تا كشته شدنش در صنعاء چهار ماه طول كشيد . « 4 » و در خبر ديگرى آمده است كه خروج تا هلاك شدنش ، سه ماه طول كشيد . « 5 »
و در ابتداى همين خبر آمده است : از ابو مويهبة ، آزادشدهء رسول خدا نقل شده است : پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حج خود را به اتمام رسانيد و به مدينه بازگشت ، رنج و مشكلات سفر ، او را فرسوده كرده بود و در همين هنگام كه صحبت از خستگى و مريضى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود ، خبر رسيد كه مسيلمه در يمامه و أسود در يمن مرتد شده و خروج كردهاند . « 6 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 232 - 236 .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 239 . به نقل از سيف تميمى . مرحوم مجلسى خلاصهء خبر أسود عنسى را از كتاب المنتقى ، تأليف كازرونى در بحار الانوار ، ج 21 ، ص 411 - 412 ، آورده است .
( 3 ) . الاصابة ، ج 1 ، ص 578 ، حديث 2973 ؛ مكاتيب الرسول ، ج 3 ، ص 432 ؛ عبد الله بن سبأ ، ج 2 ، ص 134 - 141 .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 240 .
( 5 ) . همان ، ج 3 ، ص 239 .
( 6 ) . همان ، ج 3 ، ص 147 و 184 و 186 .