پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از بادان ، خالد بن سعيد بن عاص و عمرو بن حزم را به نجران فرستاده بود ، اما مردم نجران آن دو را اخراج كردند و أسود را به جاى آنها نشاندند . در عين حال عدهاى از افراد قبيلهء مذحج بر اسلام باقى ماندند و پيش فروة بن مسيك مرادى در منطقهء أحسيه رفتند . و وى را در جريان امور گذاشتند . فروة در ضمن نامهاى جريان را به اطلاع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسانيد و اين اولين خبرى بود كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىرسد . « 1 »
( 1 ) ده روز پس از تصرف نجران و بيست روز پس از ارتداد و خروج أسود و پيروانش ، آنان متوجه صنعاء شدند تا به باغهاى شعوب در خارج صنعاء رسيدند . . . معاذ بن جبل با مشاهدهء اين وضع به سكون در حضر موت فرار كرد . . . در هنگام تصرف صنعاء ، هفتصد اسب سوار أسود را همراهى مىكردند و اين غير از شترداران و پيادگان بودند . شهر بن بادان با ايرانيان مسلمانى كه از او پيروى مىكردند ، براى مقابله با سپاه أسود بيرون آمدند . در اين جنگ ، شهر بن بادان كشته شد و سپاهيان متوارى يا كشته شدند و سپاهيان اسود بر شهر صنعاء مسلط شدند .
( 2 ) ابو موسى اشعرى هم كه بر مأرب حكومت مىكرد ، از آنجا به سوى مغازة و مفوّر در حضرموت فرار كرد و ساير اميران يمن به سوى طاهر بن أبى هاله تميمى گريختند . بدين ترتيب أسود بر تمام منطقهاى كه بين حضرموت تا عدن و از آنجا تا بحرين و طائف قرار دارد ، مسلط شد ! و تمام يمن به جز عكّ تحت سيطرهء وى قرار گرفت .
در اين حال عاملان مرتد وى بر : عثر ، شرجه ( شارجه ) ، حررة ، غلافقة ، عدن ، جند ، صنعاء ، عليب و حتى أحسيه حاكم شدند و كسانى كه مسلمان باقى مانده بودند ، با تقيه زندگى مىكردند و اكثريت آنان را فارسها تشكيل مىدادند . در اين ميان أسود پس از كشتن شهر بن بادان ، همسرش ، آزاد را كه دختر عمهء فيروز ديلمى مىشد ، به همسرى گرفت .
( 3 ) راوى سلمى انصارى ، كه همراه يعلى بن اميه در جند به سر مىبرد ، نقل مىكند : هنگامى كه به حضرموت رسيديم ، نامهاى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ما رسيد . او در اين نامه دستور داده بود كه افرادى را بفرستيم تا به هر ترتيب كه ممكن است ، أسود را ترور كنند و توصيه كرده بود كه اين پيام را به هر كسى كه مىتواند اين كار را انجام بدهد ، برسانند . و بر بن يوحنّس نامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را براى فيروز ديلمى برد كه در آن آمده بود : به هر ترتيب كه ممكن است ، أسود را به قتل برسانند و توصيه كرده بود كه اين پيام وى را به هر كسى كه توانايى اين كار را دارد ، برسانند . و به دنبال آن ، پيام حضرت صلّى اللّه عليه و آله را به اطلاع عدهاى رساندند . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 185 به نقل از سيف بن عمر تميمى از فيروز ديلمى .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 229 - 231 به نقل از سيف بن عمر تميمى .