( 1 ) سعد مىگويد : اين حادثه قبل از تحريم خمر و پيش از نزول آيهء تحريم خمر به وقوع پيوست ! حال بايد بررسى كرد كه آيا تا آن زمان خمر تحريم نشده بود ؟ ! زيرا سورهء مائده بعد از حجة الوداع و در سال دهم هجرى نازل شده است ! يعنى بر اساس گفتهء سعد ، مردم تا سال دهم هجرى مجاز بودهاند كه شراب شرابخوارى كنند ! آيا چنين بوده است ؟ !
( 2 ) خطيب بغدادى از عايشه روايت مىكند : هنگامى كه سورهء بقره نازل شد ، در آن خمر تحريم شده بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مردم را از شرابخوارى نهى مىكرد . « 1 » و منظور عايشه ، آيهء 219 از سورهء بقره بود كه مىفرمايد :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ . . . »
.
به همين معنا ، روايتى در فروع كافى از على بن يقطين از امام كاظم عليه السّلام « 2 » و از حسن بصرى روايت شده است . « 3 »
( 3 ) و شوكانى در تفسيرش از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت مىكند : خمر ، بعد از جنگ احد حرام شد . « 4 »
ابن شبه نيز در تاريخ المدينه المنورة با سند خود از جابر روايت مىكند : تحريم خمر بعد از غزوهء بنى نضير كه بلافاصله بعد از جنگ احد در سال چهارم رخ داد ، بوده است « 5 » و ابن هشام مىنويسد كه در ماه ربيع الاول سال چهارم بوده است . « 6 »
بنابراين ، خبر سعد بن ابى وقاص قابل پذيرش نيست . علاوه بر اين از ظاهر آيات چنين فهميده مىشود كه گروهى از مسلمين شرابخوارى را بعد از نزول آيهء 219 سورهء بقره در سال دوم هجرى ترك نكردند ، به همين خاطر ، آيات سورهء مائده در سال دهم هجرى نازل شد . . . و عدهاى كه در مدت زمان ميان نزول سورهء بقره و سورهء مائده شرابخوارى مىكردند ، كسانى بودند كه از عادت زشت خود دست برنداشته بودند . « 7 » در واقع آيات سورهء مائده براى سختگيرى بيشتر بر كسانى كه تحريم الهى را ناديده مىگرفتند ، نازل شد . « 8 »
( 4 ) و از امام باقر عليه السّلام در كافى روايت شده است : « هيچ كس از خداوند نسبت به بندگانش دلسوزتر نيست .
هامش
( 1 ) . خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 8 ، ص 358 ؛ سيوطى ، الدر المنثور ، ج 1 ، ص 252 . و همين روايت را حسن بصرى گفته است ، چنان كه از او در مجمع البيان ، ج 2 ، ص 558 و الجصاص فى احكام القرآن ، ج 1 ، ص 380 آمده است .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 2 ، ص 213 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 558 .
( 4 ) . تفسير شوكانى ، ج 2 ، ص 71 .
( 5 ) . تاريخ المدينه المنوره ، ج 1 ، ص 69 .
( 6 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 200 .
( 7 ) . الميزان ، ج 6 ، ص 133 .
( 8 ) . همان ، ج 6 ، ص 135 .