تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
( 1 )

برگزيدگان دوازده‌گانه

در آيهء 12 ، خداوند به برگزيدگان دوازده‌گانه بنى اسرائيل اشاره مىكند و مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً . . . »
« 1 » در حقيقت ، خدا از بنى اسرائيل پيمان گرفت و از آنان دوازده نفر برگزيديم و . . . ( 2 ) مرحوم طبرسى ، از ابو مسلم مفسّر نقل مىكند : انبياء ، برانگيخته شدند تا به اقوام دوازده‌گانه ، تورات بياموزند و دين را بر پاى دارند و آنها را به انجام دستورات و واجبات الهى ترغيب كنند . و ابو القاسم بلخى گفته است : شايد كه اين دوازده نفر ، رسول الهى و يا رهبران آنها بوده‌اند . و قتادهء بصرى مىگويد : اين افراد شاهد و حجت بر اقوام دوازده‌گانهء بنى اسرائيل بوده‌اند . « 2 » چنين به نظر مىرسد كه شأن نزول برگزيدگان بنى اسرائيل ، زمينه‌سازى براى اعلان ولايت على بن أبي طالب عليه السّلام ، در روز غدير بوده است و پس از آن تا آيهء بيست ، يهوديان و مسيحيان مورد خطاب و عتاب قرار مىگيرند . ( 3 )

امتناع از ورود به سرزمين مقدس

آيهء 20 تا آيهء 25 به بيان اين مطلب مىپردازد كه حضرت موسى عليه السّلام به قوم خود دستور داد كه وارد سرزمين مقدس شوند ، اما بنى اسرائيل گفتند :
« قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها . . . »
؛ گفتند : اى موسى ؛ ما هرگز وارد آن نخواهيم شد ، مادامىكه آنها داخل آن هستند ! » حضرت موسى عليه السّلام فرمود :
« قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ »
؛ پروردگارا ! من فقط اختيار خودم و برادرم را دارم ، پس بين ما و اين قوم فاسق جدايى بينداز ! آيات در صدد بيان اين تذكر مهم است كه حضور حضرت موسى عليه السّلام باعث عزم و ارادهء بنى اسرائيل نشد ، از اين رو خداوند آنها را به سرگردانى و آوارگى مبتلا كرد كه بازهم تنبيه نشدند و عبرت نگرفتند و حاضر نشدند كه موسى عليه السّلام را در ورود به سرزمين مقدس يارى كنند ، براى همين آن حضرت عليه السّلام فرمود :
« قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي »
؛ خدايا ! من فقط اختيار خودم و برادرم را دارم . اين در حالى است كه مسلمانان بارها از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شنيده بودند : على عليه السّلام براى من ، به منزلهء هارون براى موسى عليهما السّلام است و در روز غدير به آنها دستور مىداد كه ولايت او را بپذيرند . ( 4 ) براى تاريخ اين امكان وجود داشت كه تكرار شود و مسلمانان همان مطلبى را بگويند كه بنى اسرائيل گفتند :
« إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً »
؛ ما هرگز وارد آن نمىشويم . و به عبارتى : ما هرگز ولايت او را قبول نمىكنيم ! !
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) ، 12 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 265 ؛ الميزان ، ج 5 ، ص 240 .