( 1 ) حذيفه گفت : وقتى كه من خيرخواه خدا و رسولش باشم ، از هيچ چيزى نمىترسم و شما هرچه را مىخواهيد ، بگوييد . سپس نزد رسول خدا رفت و سخنان آن عده را بازگو كرد . آن حضرت شخصى را به دنبال آنها فرستاد تا بيايند ، سپس از آنها پرسيد : چه چيزى گفتهايد ؟ گفتند : به خدا قسم كه چيزى نگفتهايم و دروغ به عرض شما رساندهاند و ما آن را تكذيب مىكنيم .
در همان حال جبرئيل نازل شد و فرمود :
« يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ »
، به خدا قسم مىخورند كه آن را نگفتهاند ، در حالى كه واقعا آن كلمات كفرآميز را گفتهاند و بعد از مسلمان شدن ، كافر گرديدند . « 1 »
( 2 )
توطئهء ناكام
قمى در تفسير خود مىنويسد : چهارده نفر از اصحاب رسول خدا جلسهاى تشكيل دادند و توطئه قتل آن حضرت را ريختند . آنها در گردنهء هرشى كه بين جحفه و ابواء « 2 » قرار دارد ، كمين كردند به اين صورت كه هفت نفر در سمت راست تنگه و هفت نفر در سمت چپ آن مستقر شدند تا ناقهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را پرت كنند .
پس از فرارسيدن شب ، رسول خدا در آن شب از لشكر اسلام جلو افتاد او در حالى كه پيش مىرفت بر روى ناقهاش به خواب رفت . وقتى كه به نزديكى گردنه رسيد ، جبرئيل خبر داد كه فلانى و فلانى و . . .
براى تو كمين كردهاند ! هنگامى كه رسول خدا به نزديكى آنها رسيد ، آنها را با اسمهايشان صدا زد ، وقتى كه صداى آن حضرت را شنيدند ، فرار كردند و در ميان جمعيت خود را گم كردند . پس از آن كه رسول خدا از گردنه پايين آمد ، اين عده نزد آن حضرت آمده و به خدا قسم خوردند كه قصدى عليه او نداشتهاند . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا . . . »
« 3 »
( 3 ) سيد بن طاووس در اليقين با اسناد خود از حذيفه بن يمان روايت كرده است : عدهاى از آزادشدگان قريش و منافقان مدينه اجتماع كردند . آنها كه چهارده نفر بودند به گفتوگو پرداختند و به اين نتيجه
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 98 - 100 . البته اين آيه كه آيه 74 سورهء توبه مىباشد بعد از جنگ تبوك و در اواخر سال نهم هجرى و قبل از حجة الوداع نازل شده است و هبوط جبرئيل در اينجا براى آگاهى رسول خدا بوده است و الا اين آيه قبلا نازل شده بود و به احتمال زياد ، قول صحيح يا صحيحتر همان قول قبلى است .
( 2 ) . به نقشهء صفحهء 40 در اطلس تاريخ اسلام مراجعه كنيد .
( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 175 و مثل همين در اقبال ، ج 2 ، ص 249 از كتاب النشر و الطى نقل گرديده است .