« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . . »
« 1 » ؛ اى پيامبر ، آنچه را كه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده است ، به مردم اعلان كن ، اگر چنين نكنى ، رسالت الهى را به انجام نرساندهاى و همانا خداوند تو را از شرّ مردم نگه مىدارد . . . »
( 1 ) عياشى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : « وحى الهى دربارهء ولايت على عليه السّلام در منى نازل شده بود ، اما رسول خدا از اعلان آن خوددارى كرد ؛ زيرا از واكنش مردم نسبت به اين دستور الهى خوف داشت . تا اين كه از مكه بازگشت در حالى كه پنج هزار نفر از اهل مكه او را مشايعت مىكردند . « 2 »
پس از اين كه به جحفه رسيد ، جبرئيل نازل شد و فرمود :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . . »
؛ يعنى از آنچه كه پيامبر در منى از آن كراهت داشت » . و قبل از آن روايتى را به همين معنا از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند : « جبرئيل بر رسول خدا نازل و فرمود كه ولايت على بن أبي طالب را اعلان كند ، اما آن حضرت از ترس ايجاد تفرقه و شورش اين كار را نكرد تا نزول جبرئيل سه مرتبه تكرار شد و آن حضرت به منزلگاه جحفه رسيد . پس وقتى كه به ناحيهء معيعه در جحفه رسيد ، مردم را براى نماز جماعت فراخواند . » « 3 »
( 2 ) و در جامع الاخبار با سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : « هنگامى كه رسول خدا از حجة الوداع فارغ شد ، جبرئيل در مسير بازگشت بر او نازل شد و اين آيه را قرائت كرد :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 1 ، ص 69 و 70 . آنچه در كشف اليقين از كتاب ابن ابى ثلج بغدادى به روايت از امام صادق عليه السّلام آمده است ، بر همين مطلب حمل مىشود . در آنجا به نقل از امام صادق عليه السّلام آمده است : « خداوند در كراغ الغميم دربارهء على عليه السّلام بر پيامبر اكرم نازل كرد :« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . . »، بدون آن كه عصمت و امان الهى را متذكر شود » ، بحار الانوار ، ج 37 ، ص 137 ؛ و با همين روايت ، آنچه را كه مرحوم قمى در تفسير خودش از امام باقر عليه السّلام روايت كرده تصحيح مىشود . وى مىنويسد :
« در كراع الغميم بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد :« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . . ».
( 2 ) . اين سخن وى بعد از آن است كه گفته است : « پنج هزار نفر از اهل مدينه همراه پيامبر بودند . » و با اين حساب ده هزار شاهد جريان غدير بودهاند . حلبى هم در مناقب ، ج 3 ، ص 35 به اين مطلب اشاره كرده است و قبل از آن اين حديث را از امام باقر عليه السّلام عجيب شمرده است كه فرمود : « پيامبر اكرم در روز غدير ولايت على عليه السّلام را اعلان كرد در حالى كه هزار و سيصد مرد حاضر بودند . » و در خبر ديگر عياشى در تفسير خود ، ج 1 ، ص 329 از امام صادق روايت مىكند : « در روز غدير دوازده هزار مرد حاضر بودند » و مطلب به همين صورت در جامع الاخبار و در بحار الانوار ، ج 3 ، ص 165 آمده و اين را اضافه كرده است كه بيشتر اينها از يمن بودند و تعداد پنج هزار نفر از مدينه بودند . بنابراين اگر پنج هزار نفر از اهل مكه هم آن حضرت را مشايعت كرده باشند ، در اين صورت شاهدان غدير به بيست و دو هزار نفر مىرسد ، و اين در حالى است كه در احتجاج ، ج 1 ، ص 69 به نقل از امام باقر عليه السّلام آمده است : « كسانى از اهل مدينه و اطراف آن و باديهنشينان كه همراه پيامبر حج به جاى آوردند ، تعدادشان به هفتاد هزار نفر يا بيشتر مىرسيد . به تعداد اصحاب موسى عليه السّلام كه هفتاد هزار نفر بودند و از آنها براى هارون بيعت گرفت ، اما آنها بيعت را شكستند و از سامرى و گوسالهاش پيروى كردند . » و مرحوم مجلسى در بحار الانوار ، ج 37 ، ص 150 از ابن جوزى نقل كرده است : تعداد صحابه و افرادى كه از اطراف مدينه و مكه همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودند به صد و بيست هزار نفر مىرسيد .
( 3 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 332 .