مِنَ النَّاسِ . . . »
« 1 » ، اى پيامبر ، آنچه را كه از سوى پروردگارت نازل شده است ، ابلاغ كن و اگر چنين نكنى ، رسالت خود را به انجام نرساندهاى و خداوند تو را از مردم حفظ مىكند .
( 1 ) مرحوم طبرسى در الاحتجاج با سند خود از شيخ طوسى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند : هنگامى كه رسول خدا در محل وقوف اقامت كرد ، جبرئيل بر وى نازل شد و فرمود : اى محمد ، خداوند عز و جل سلام مىرساند و مىفرمايد : هرآينه أجل تو نزديك شده است و تو را خبر مىدهم از چيزى كه گريز و چارهاى از آن نيست ، پس به عهد خود وفا كن و وصيت خود را اعلام كن و علم خود و ميراث علوم انبياى قبل و سلاح و تابوت ( ؟ ) و تمام آيات و نشانههاى پيامبران را به وصى و خليفهء بعد از خود تسليم كن .
حجت كامل من بر بندگانم ؛ على بن أبي طالب است . او را به عنوان نشانه در ميان مردم به پاى دار و عهد و ميثاق و بيعت با او را تجديد كن و بيعت و ميثاقى را كه با من بستهاند متذكر شو مبنى بر اين كه ولىّ من و مولاى خودشان و مولاى هر مرد و زن مؤمنى على بن أبي طالب است و به درستى كه هيچ يك از انبياى خودم را قبض روح نمىكنم ، مگر بعد از اكمال دين و حجتم و اتمام نعمتم با اظهار ولايت نسبت به اوليايم و اظهار عداوت نسبت به دشمنانم . و اين كمال توحيد و دين من است و اتمام نعمت بر بندگانم با پيروى و اطاعت از ولى من حاصل مىشود و من هيچگاه زمين را بدون ولى و قيّم خودم باقى نمىگذارم تا آنها حجت من بر بندگانم باشند .
( 2 ) اى محمد ، برخيز و على را به عنوان ولى و جانشين خود اعلام كن و از مردم بيعت بگير و عهد و ميثاقى را كه ، با من بستهاند ، تجديد كن ، زيرا كه به زودى را پيش خودم مىبرم .
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خوف اين را داشت كه قريش و منافقان آشوب برپا كنند و به دوران جاهليت بازگردند ، زيرا مىدانست كه دشمنى و كينهء ديرينه و عميقى با على عليه السّلام دارند . براى همين از جبرئيل درخواست كرد كه از خدا بخواهد تا او را از شرّ مردم نگه دارد ، لذا اعلان ولايت على عليه السّلام را به تأخير انداخت تا جبرئيل امان الهى را برايش بياورد تا به مسجد خيف رسيد . در مسجد خيف جبرئيل نازل شد و به او فرمود كه به عهد خود وفا كند و على را به جانشينى خود اعلام كند تا مردم به وسيلهء او هدايت شوند و هنوز امان الهى را كه پيامبر درخواست كرده بود ، نازل نشده بود ، تا اين كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به كراع الغميم رسيد . در آنجا هم جبرئيل بر وى نازل شد و همان امر قبلى را بر وى نازل كرد ، تا اين كه پيامبر به منطقهء غدير خم رسيد . در آنجا به هنگامى كه پنج ساعت از روز گذشته بود ، جبرئيل همراه با امان الهى نازل شد و آن حضرت را تحريض و تهديد كرد كه هرچه سريعتر رسالت الهى را ابلاغ كند :
هامش
( 1 ) . از البرهان در بحار الانوار ، ج 37 ، ص 151 - 152 و به نقل از عياشى كه آن را در تفسير عياشى نيافتيم .