تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
مكه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ملاقات كرد ؛ ما در آنجا حاضر بوديم . روزى على عليه السّلام رو به كعبه نماز مىخواند كه به هنگام ركوع سائلى به وى مراجعه كرد و او در همان حالت ركوع ، حلقهء انگشترش را به وى صدقه داد . در همين زمان رسول خدا كه در جاى ديگر بود تكبير گفت و آيه‌اى را كه خداوند دربارهء اين عمل على عليه السّلام نازل كرده بود قرائت كرد :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ . »
؛ همانا سرپرست شما ، خدا و رسولش و مؤمنانى هستند كه نماز برپاى مىدارند و در حال ركوع زكات مىپردازند . ( 1 ) پس از قرائت آيه ، آن حضرت فرمود : برخيزيد تا صاحب اين صفات كه خدا او را توصيف كرده است ، بيابيم . به دنبال آن هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد مسجد مىشد ، با سائلى مواجه شد . آن حضرت از او پرسيد : از كجا مىآيى ؟ جواب داد : از پيش آن نمازگزار كه در حال ركوع اين حلقهء انگشتر را به من داد . پس رسول خدا تكبير گفت و به سوى على عليه السّلام رفت . آن‌گاه از او پرسيد : اى على ، امروز چه كار خيرى انجام داده‌اى ؟ على عليه السّلام جريان را براى آن حضرت بازگو كرد و پيامبر اكرم براى سومين بار تكبير گفت . ( 2 ) حلبى مىنويسد : روايت شده است كه وقتى آيهء :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ . . . »
نازل شد ، پيامبر دستور داد كه ولايت على عليه السّلام اعلام شود و از اين امر نگران بود . « 1 » ( 3 ) بحرانى در البرهان از زيد بن ارقم روايت كرده است : رسول خدا عده‌اى را نزد خود فراخواند كه من هم از جملهء آن‌ها بودم . او به ما فرمود كه روح الامين ، جبرئيل موضوع ولايت على بن أبي طالب را بر او نازل كرده است و با ما مشورت كرد تا اين مطلب را در ايام موسم حج اعلام كند . ما نمىدانستيم كه چه بگوييم و از نزد وى پراكنده شديم تا اين كه در جحفه فرود آمديم و مشغول برپا كردن چادرهاى خود بوديم كه ناگهان شنيديم رسول خدا با صداى بلند اعلام مىكند : اى مردم ! من فرستادهء خدا هستم ، پس دعوت كسى كه شما را به سوى خدا فرامىخواند ، اجابت كنيد . در آن هنگام كه هوا به شدت گرم بود به سوى او رفتيم . آن حضرت فرمود : اى مردم ! بعد از ظهر عرفه چيزى بر من نازل شد كه قلب مرا در فشار قرار داده است ، زيرا خوف آن را دارم كه اهل إفك آن را تكذيب كنند . تا اين كه در اينجا خداوند نازل فرمود :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 33 و شايد آنچه را كه عياشى در تفسير خود ( ج 1 ، ص 327 ) از عمار بن ياسر روايت كرده است كه وقتى اين آيه نازل شد ، پيامبر آن را براى ما خواند و سپس فرمود : « من كنت مولاه فعلى مولاه » از حلبى باشد .