تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
( 1 ) براى مثال سيد بن طاووس از كتاب النشر و الطى از حديث حذيفه بن يمان روايت مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ما رسيد و اعلان كرد كه براى نماز جماعت جمع شويم ! سپس ابو ذر و عمار و مقدار و سلمان را فراخواند و فرمود كه ميان دو درختچه را تميز كنند و چادرى را برپا نمايند . سپس فرمود كه سنگ‌ها را روى هم بچينند و منبرى درست كنند . آن‌ها چنين كردند تا طول منبر به اندازهء قامت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و سپس فرمود كه روى آن را با پارچه پوشانند آنگاه بالاى اين منبر رفت . او گاهى به راست و گاهى به چپ نگاه مىكرد و منتظر بود كه همهء مردم جمع شوند . پس از جمع شدن همه مردم ، دست على عليه السّلام را هم گرفت و او را بالاى منبر برد . على در سمت راست رسول خدا و يك درجه پايين‌تر از او ايستاد . « 1 » ( 2 ) در بشارة المصطفى از براء بن عازب و زيد بن ارقم اين مطلب را افزوده است كه : ما در روز غدير كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوديم و شاخه‌هاى درخت را بالاى سرش نگه مىداشتيم . « 2 » ( 3 ) ابن حنبل به نقل از زيد بن ارقم افزوده است : آن حضرت دستور داد تا براى نماز جمع شوند و نماز را به جاى آورد و براى در امان ماندن وى از نور خورشيد پارچه‌اى را بر درختى انداخته بودند . « 3 » ( 4 ) ابن مغازلى هم در مناقب از زيد بن ارقم همين مطلب را چنين نقل مىكند : به ما فرمود كه زير درختچه‌هاى سلمه را تميز كنيم و ما چنين كرديم و سپس دستور داد كه براى نماز جماعت حاضر شويم . ما براى نماز حركت كرديم در حالى كه از شدت گرما قسمتى از رداى خود را بر سر انداخته بوديم ! پس آن حضرت نماز ظهر را به جماعت خواند و به محل استراحت خود رفت . « 4 »
هامش
( 1 ) . الاقبال ، ج 2 ، ص 240 - 241 ؛ بحار الانوار ، ج 37 ، ص 152 . ( 2 ) . بشارة المصطفى ، ص 166 ، چنان كه در بحار الانوار ، ج 37 ، ص 168 و 223 آمده است و العمده تأليف ابن بطريق حلى ، ص 92 به نقل از مسند احمد ، ج 4 ، ص 281 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 37 ، ص 183 به نقل از ابن حنبل . در اين فصل بيش از ده خبر آورده شده و در آنها آمده است كه خطبه بعد از نماز ظهر ايراد شده است كه مىتوان به صفحه‌هاى 119 ، 121 ، 139 ، 149 ، 154 ، 159 ، 191 ، 189 ، 204 مراجعه كرد و در ارشاد ، ج 1 ، ص 176 آمده است : سپس هنگام زوال ظهر فرارسيد و مؤذن اذان را گفت و آن حضرت نماز ظهر را به جماعت برگزار كرد و اين نماز ظهر را در روز پنج‌شنبه به جاى آورد ، چنان كه در خبر سليم از ابو سعيد خدرى در كتاب سليم ، ج 2 ، ص 828 آمده است . و حلبى آن را در مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 32 و ابن طاووس آن را در الطرائف فى مذاهب الطوائف ، ص 219 آمده است . ( 4 ) . در بعضى از اخبار آمده است كه روز عيد غدير در روز عيد نوروز ، يعنى اولين روز دخول خورشيد در برج حمل بوده است . اين قول را گفتار يعقوبى در تاريخش از خوارزمى منجم تأييد مىكند . او مىنويسد : وفات رسول خدا در برج جوزاء يعنى سومين ماه فروردين و در خرداد ماه بوده است ، بنابراين گرماى روز غدير به اندازهء گرماى ايام تابستان نبوده است و چيزى كه اين قول را تأييد مىكند اين است كه آن حضرت به هنگام زوال ظهر ، نماز ظهر را به جماعت به جاى آورد ، در حالى كه شيوهء آن حضرت چنين بوده است كه در سفر براى مراعات حال ديگران ، نماز ظهر و عصر را جمع مىكرد و آن را كمى ديرتر از ظهر مىخواند تا از گرماى هوا كمى كاسته شود .