فرمايد به كسى كه سخن مرا بشنود و آن را خوب حفظ كند و به كسانى كه آن را نشنيدهاند ، برساند . چه بسا كسى حامل فقه است ولى فقيه نيست و چه بسا حامل فقهى ، فقه را براى كسى كه فقيهتر از او مىباشد ، حمل مىكند . بدانيد كه قلب هر مسلمانى در سه چيز خيانت نمىكند : اخلاص عمل براى خدا ، نصيحت ائمهء مسلمين ، و لزوم همراهى با جماعت مسلمين . همانا دعوت مسلمين از وراى آنها احاطه شده است و مؤمنان با هم برادرند و خونهايشان ضامن همديگر است و ضعيفترين آنها براى عمل به عهد و پيمانها تلاش مىكند و در مقابل دشمنان متحد و همپيمان هستند .
( 1 ) اى مردم ! من چيزى در ميان شما باقى مىگذارم كه اگر بدان تمسّك بجوييد هيچگاه گمراه و خوار نمىشويد . كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم را . به راستى كه خداى لطيف و خبير به من خبر داده است كه آنها هرگز از هم جدا نخواهند شد تا هنگامى كه در حوض بر من وارد شوند . » « 1 »
آن حضرت در منى باقى ماند تا رمى جمرات را انجام داد و سپس به سوى أبطح در مكه حركت و در آنجا اقامت كرد . « 2 »
آن حضرت در طول مسير هرگاه كه به بالاى بلندى مىرسيد ، سه بار با صداى بلند تكبير مىگفت و سپس مىفرمود : « هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست ، ملك و پادشاهى و حمد و سپاس مخصوص اوست ، او زنده مىكند و مىميراند و زنده مىكند و او زندهاى است كه هيچگاه نمىميرد ، همهء خير و نيكىها در دست اوست و او بر هر كارى تواناست ، ما به درگاه او مىرويم و به درگاه او توبه مىكنيم ، فقط او را سجده مىكنيم و فقط او را پرستش مىكنيم و حمد و سپاس پروردگار خودمان را به جاى مىآوريم .
خداوند به راستى به وعدهء خود وفا كرد و بندهء خودش را يارى كرد و به تنهايى احزاب را در هم شكست .
پروردگارا ، از سختى سفر و غم و اندوه روزگار و از چشم بد در اهل و مال خودمان به تو پناه مىبريم .
پروردگارا ، ما را به نيكوترين صورت به سرمنزل برسان تا به بهترين مغفرت و رضوان تو نايل گرديم . » « 3 »
( 2 )
نزول سورهء مائده
مرحوم علامه طباطبائى مىنويسد : « اهل حديث اتفاق نظر دارند بر اين كه سورهء مائده ، آخرين سورهء مفصلى است كه در اواخر عمر رسول خدا بر وى نازل شده است . » « 4 »
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 173 ، بدون سند . اما نعمانى آن را در كتاب الغيبة ، ص 27 - 28 به چهار طريق از امام سجاد و باقر و صادق عليهما السّلام نقل كرده و كلينى در كافى ، ج 1 ، ص 403 از امام صادق و همچنين شيخ صدوق در خصال ، ج 1 ، ص 149 و شيخ مفيد در امالى ، ج 2 ، ص 186 - 187 به طريق ديگرى روايت كردهاند .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 393 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 234 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 114 . بعد از اين ديگر واقدى هيچ خبرى را از حوادث بازگشت رسول خدا به مدينه ذكر نمىكند و حتى حادثهء غدير و حتى خطبهاى را كه در منزلگاه جحفه ايراد فرمودند ، ذكر نمىكند .
( 4 ) . الميزان ، ج 5 ، ص 157 .