( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در نزديكى ظهر و پيش از نماز ، به رمى جمرات پرداخت . او در كنار جمرهء اولى بيشتر از وسطى مكث كرد و در كنار جمرهء عقبى اصلا توقفى نكرد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بالاى جمرهها را رمى مىكرد . وى به مسلمانان فرمود كه در روز عيد همراه او كوچ كنند و اما زنان آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در بعد از ظهر عيد قربان كوچ كردند و رمى جمرات را هم شبانه انجام مىدادند . همچنين آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به چوپانان و خدمه اجازه داد كه شبانه عمل رمى را انجام دهند و شب را در خارج از منى بيتوته كنند . « 1 »
( 2 )
خطبهء منى
واقدى از دو طريق از عمرو بن يثربى و از عبد الله بن عباس روايت كرده است كه رسول خدا بعد از ظهر روز يازدهم كه بعد از عيد قربان بود ، در منى خطبهاى ايراد كرد كه بر ناقهاش ، قصواء سوار بود . « 2 » و قمى در تفسيرش مىنويسد : آن حضرت در منى بعد از حمد و ثناى خدا فرمود : « اى مردم ! سخنان مرا بشنويد و خوب به خاطر بسپاريد ؛ زيرا ممكن است كه بعد از امسال ديگر مرا نبينيد . سپس پرسيد : آيا مىدانيد كه باحرمتترين روز كدام است ؟ ! مردم گفتند : همين امروز . پرسيد : باحرمتترين ماه كدام است ؟ ! مردم گفتند : همين ماه . پرسيد : باحرمتترين سرزمين كدام است ؟ مردم گفتند همين سرزمين .
آنگاه فرمود : همانا خونها و اموال و آبروى شما حرمت دارد و بر همديگر حرام است ، چنان كه اين روز و اين ماه و اين سرزمين شما حرمت دارند تا روزى كه پروردگار خويش را ملاقات كنيد و از شما دربارهء اعمالتان سؤال كند .
( 3 ) آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ مردم گفتند : آرى . فرمود : خدايا تو شاهد باش . سپس فرمود : آگاه باشيد كه هر افتخار يا بدعتى كه در جاهليت بوده است و يا هر خون يا مالى كه در جاهليت هدر داده شده ، اكنون زير پاهاى من است و باطل اعلام مىشود . بدانيد كه هيچ كس بر ديگرى برترى ندارد مگر به واسطهء تقوا .
آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ مردم گفتند : آرى . فرمود : خدايا تو شاهد باش . . .
سپس فرمود : بدانيد كه شيطان از اين كه در سرزمين شما بت پرستيده شود ، مأيوس شده است ، اما او به انجام اعمالى كه شما آن را كوچك مىشماريد راضى است و آگاه باشيد كه هرگاه او در كسى طمع كند ، او را به بندگى خودش مىكشاند .
اى مردم ! آگاه باشيد كه مسلمان حقيقتا برادر مسلمان است و براى هيچ مسلمانى جان و مال برادر مسلمانش حلال نيست مگر آن كه اموالش را با رضايت به وى بدهد .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1110 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 1110 - 1111 .