( 1 )
فرستادن عمرو بن حزم به يمن
در خبر مربوط به ارسال خالد بن وليد به يمن و نامهء پيامبر به وى آمده بود كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به وى نوشت : « برگرد و بايد كه هيأتى از بنى حارث هم همراهت بيايند » و او همراه هيأتى از بنى حارث بن كعب به سوى مدينه بازگشت .
اين خبر را ابن اسحاق نقل كرده است و در ادامه مىگويد : « هيأت بنى حارث در اواخر ماه شوال يا اوايل ماه ذى القعدهء سال دهم هجرى ، يعنى كمى قبل از حجة الوداع به ميان قوم خويش بازگشتند » .
بعد از بازگشت اين هيأت ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمرو بن حزم انصارى خزرجى از بنى نجار را به ميان آنان فرستاد تا فقه و احكام اسلام و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به آنها بياموزد و زكوات را جمعآورى و به فقرا برساند .
( 2 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى او حكمى نوشت و دستورات و توصيههايى را صادر فرمود . در اين حكم آمده بود :
« بسم اللّه الرحمن الرحيم ، اين سخنى از جانب خدا و رسول اوست كه : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، به عهد و پيمانهاى خود وفا كنيد » اين حكمى است از محمد ، پيامبر و رسول خدا براى عمرو بن حزم ، هنگامى كه او را به سوى يمن مىفرستد : او را به تقواى الهى در تمام امور توصيه مىكنم ، زيرا « همانا خدا با كسانى است كه تقوا پيشه كنند و نيكوكار باشند . » و او را توصيه مىكنم كه حقوق را چنان كه خداوند او را بدان امر كرده است ، بگيرد . و مردم را به خير بشارت بدهد و آنان را بدان ترغيب و تحريض كند و به مردم قرآن بياموزند و آنان را نسبت به قرآن فقيه و آگاه كند و مردم را نهى كند از اينكه قرآن را مسّ كنند ، مگر
هامش
قابل توجه اين است كه اثرى از معاذ بن جبل در حجة الوداع و در جيش اسامه و در هنگام مريضى و وفات رسول خدا و در سقيفه نمىبينيم . و اولين اثر وى را بعد از سقيفه و در اوايل بيعت با ابو بكر مىبينيم ، چنان كه در كتاب سليم بن قيس ، ص 578 ، حديث 4 آمده است : اولين كسى كه با ابو بكر بيعت كرد ، مغيرة بن شعبه بود و سپس . . و معاذ بن جبل ششمين نفر بود . و در ص 587 آمده است : او از جمله كسانى بود كه سلاح در دست داشتند و هنگامى كه على عليه السّلام را براى بيعت مىآوردند ، در اطراف ابو بكر نشسته بودند . و در ص 589 و ص 631 آمده است كه معاذ از كسانى بود كه ابو بكر را در اين قول تصديق كرد كه گفت : « از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده است : ما اهل بيتى هستيم كه خداى عز و جل ما را اكرام كرده و براى خود اختيار كرده است و براى ما آخرت را به جاى دنيا برگزيده است و براى ما به دنيا راضى نشده است و خداوند نمىخواهد كه براى ما اهل بيت ، نبوت و خلافت را با هم جمع كند » .
عمر و ابو عبيده جراح و معاذ بن جبل اين قول ابو بكر را تصديق كردند . . . كه على عليه السّلام به آنان فرمود : همانا به پيماننامهء ملعونهاى كه در كنار كعبه آن را با هم قرار گذاشته بوديد ، وفا كرديد . و در ص 590 آمده است : اين پيماننامه در محرم سال دهم هجرى با اتفاق نظر آنان نوشته شده بود . پس اين پيماننامه قبل از ارسال معاذ به يمن نوشته شده بود و شايد كه فرستادن معاذ به يمن ، براى دور كردن او از همپيمانانش و جدا كردن آنها از همديگر بوده است . و شايد كه سهل گرفتن ابو بكر در مورد اموالى كه در اختيار معاذ قرار داشت ، براى متمايل كردن وى به جمع ايشان بوده است . و از تاريخ پيماننامه معلوم مىشود كه ارسال معاذ به يمن به هنگام رجوع پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از تبوك نبوده است ، چنان در سيرهء ابن هشام آمده است . بنابراين سفر او چهارده ماه طول نكشيده است ، چنان كه محقق غفارى در تحف العقول ، ص 26 بدان اشاره كرده و در حاشيهء بحار الانوار ، ج 77 ، ص 126 آن را تكرار كرده است .