تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
( 1 ) و از آنجا كه عمرو بن حزم براى عيد قربان در نجران به سر مىبرد ، شافعى در مسند خود آورده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او نوشت : « قربانىها را مقدم بدار و افطار را مؤخّر بدار » « 1 » ، يعنى قربانى را قبل از نماز عيد قربان انجام دهيد و افطار را بعد از نماز عيد فطر قرار دهيد . و ظاهرا وى همراه خانواده‌اش به سوى نجران حركت كرده و همسرش به پسرش محمد حامله بوده است . محمد قبل از پايان سال دهم متولد شد و عمرو بن حزام ضمن نامه‌اى ، اين ولادت را به اطلاع پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسانيد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ نوشت : نام او را محمد و كنيهء او را ابو عبد الملك بگذار . « 2 » ( 2 )

نزول دستور الهى براى انجام حج

امام باقر عليه السّلام مىفرمايند : « جبرئيل بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و به او فرمود : اى محمد صلّى اللّه عليه و آله ، خداوند متعال سلام مىرساند و مىفرمايد : من هيچ يك از پيامبران و رسولان خود را قبض روح نكردم ، مگر بعد از اكمال دينم و تأكيد بر حجتم . حال دو فريضه از دين تو باقى مانده كه لازم است آن‌ها را به قوم خود ابلاغ كنى : فريضهء حج و فريضهء ولايت و خلافت بعد از خودت . به درستى كه من هيچ‌گاه زمين را از حجت خويش خالى نگذارده و خالى نخواهم گذاشت . حال خداوند متعال به تو امر مىفرمايد كه فريضهء حج را به قوم خود ابلاغ كنى و حج به جاى آورى و اعلام كن تا هر كسى كه استطاعت دارد ، همراه تو حج به جاى آورد و احكام حج را همانند احكام نماز و زكات و روزه به آن‌ها بياموزى و آنان را به امور حج واقف گردانى . » « 3 » ( 3 ) امام صادق عليه السّلام نيز مىفرمايد : « ده سال از اقامت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در مدينه مىگذشت در حالى كه
هامش
- فرماندار مدينه از سوى عمر بن عبد العزيز بوده است . دربارهء اين نامه در كتاب الأموال ، از ابو عبيد قاسم بن سلام ، ص 933 با سند خود از محمد بن عبد الرحمن انصارى آورده است كه : وقتى كه عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد ، شخصى را به مدينه فرستاد كه به دنبال نامهء رسول خدا دربارهء چگونگى دريافت زكوات مىگشت . او اين نامه را پيش خانوادهء عمرو بن حزم يافت و نسخه‌اى از آن را تهيه كرد و محمد بن عبد الرحمن و عمرو بن هرم نيز هر كدام نسخه‌اى از آن تهيه كردند و ابو عبيد خبر آن را از محمد بن عبد الرحمن نقل كرده است . و در همين كتاب الأموال ، ص 938 آمده است : عبد اللّه بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم نسخه‌اى از آن تهيه كرده و براى فرماندار مكه ، محمد بن هشام فرستاد كه آنها گمان كردند ، اين نسخهء اصلى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را براى عمرو بن حزم نوشته است . در اينجا اين سؤال باقى مىماند كه آيا درخواست اين نامه توسط عمر بن عبد العزيز ، قبل از منصوب كردن ابو بكر محمد بن عمرو بن حزم به فرماندارى مدينه بوده است يا اينكه بعد از آنكه نامه را پيش او يافته ، او را به اين مقام منصوب كرده است ؟ و آيا ارسال نسخه‌اى از اين نامه به فرماندار مكه ، محمد بن هشام قبل از منصوب شدن به فرماندارى بوده يا بعد از آن ؟ و آيا اين دو يك نامه بوده‌اند يا دو نامه ؟ نك : مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 545 و 548 . ( 1 ) . مسند امام شافعى ، ج 1 ، ص 152 . ( 2 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 5 ، ص 50 . ( 3 ) . طبرسى ، الاحتجاج ، ج 1 ، ص 68 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 480 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى