« وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ . . . »
« 1 » ، اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست ، پناهش ده تا كلام خدا را بشنود ، سپس او را به مكان امنش برسان .
آن حضرت عليه السّلام در روزهاى يازدهم ، دوازدهم و سيزدهم كه ايام تشريق بود « 2 » ، در ميان مردم اعلام مىكرد : كسى حق ندارد به صورت برهنه كعبه را طواف كند ، بعد از امسال مشركى حق ندارد به مسجد الحرام نزديك شود . « 3 »
( 1 ) مسعودى مىنويسد : متوليان نسيئه در عرب جاهليت ، از طايفهء بنى حارث بن كنانه بودند ، آنها در هر سه سال يك ماه را از سال حذف مىكردند و آن را به نام ماهى كه بعد از آن مىآمد ، مىناميدند و روز هشتم و نهم و دهم آن ماه را روز ترويه و روز عرفه و روز قربانى مىناميدند . سپس همين كار را در ماههاى ديگر اجرا مىكردند . در آن هنگام روز قربانى در آخرين روز ايام حج كه مشركان آن را در دهم ذى القعده به جاى مىآوردند ، قرار داشت . خداوند متعال در مورد اين ماهها مىفرمايد :
« فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ »
؛ چهار ماه در زمين گردش كنيد . كه شامل بيست روز از آخر ذى القعده و ماههاى ذى الحجّه ، محرم ، صفر و ده روز از ماه ربيع الاول مىشد . « 4 »
در هنگامى كه على عليه السّلام در سفر به سر مىبرد ، چيزى دربارهء او بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل نشد و خبرى از او به دست آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نرسيد . از سوى ديگر على عليه السّلام هم به آرامى حركت مىكرد و همين باعث شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به شدت مضطرب و غمگين شود ، به گونهاى كه آثار غم و اندوه در چهرهاش ديده مىشد و به خاطر همين از زنان كنارهگيرى كرده بود .
( 2 ) از سنتهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن بود كه بعد از فريضهء صبح ، تا هنگام طلوع خورشيد رو به قبله مىنشست و ذكر خداى متعال را مىگفت و در اين حال على عليه السّلام به دستور آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله رو به مردم مىايستاد و به مراجعات مردم رسيدگى مىكرد . تا اينكه على عليه السّلام براى ابلاغ پيام برائت به حج رفت و در
هامش
( 1 ) . حلبى ، مناقب آل ابى طالب ، به نقل از قشيرى ، ج 2 ، ص 127 .
( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 3 ، ص 74 ، حديث 5 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 75 ، حديث 8 ، و از او در مجمع البيان ، ج 6 ، ص 706 . و شيخ صدوق در علل الشرائع ، ج 1 ، ص 224 - 225 در اين مورد چهار خبر را از سعد بن ابى وقاص ، أنس بن مالك ، ابن عباس و عبد الله بن عمر روايت كرده است . واقدى هم در مغازى ، ج 2 ، ص 1078 و مسعودى در مروج الذهب ، ج 2 ، ص 209 ، و در التنبيه و الاشراف ، ص 186 آن را نقل كردهاند .
( 4 ) . مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 186 - 187 . و شيخ طوسى در تبيان آن را از ابو على جبائى نقل كرده است با اين تفاوت كه گفته است : از بيستم ذى القعده بوده است . و در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 6 از او و از حسن و قتاده و سپس از ابى سعيد خدرى و ابى هريره و عروة بن زبير و أنس بن مالك و زيد بن نفيح و امام باقر عليه السّلام نقل كرده است ، بنابراين ماه ذى الحجّه در آن سال از آنچه دربارهء وفود ( هيأتهاى ) نصاراى نجران و مباهلهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با آنها نقل شده است ، سالم باقى مىماند .