( 1 ) عياشى از على عليه السّلام روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا فراخواند و دستور داد كه بر ناقهء عضباء « 1 » سوار شوم و خود را به ابو بكر برسانم و پيام را از او بگيرم و آن را بر مردم مكه بخوانم . « 2 » من حركت كردم و در روحاء به او رسيدم . « 3 » اما واقدى روايت كرده است كه آن ناقه ، قصواء بوده است و ابو بكر تا عرج « 4 » پيش رفته بود . هنگام سحر در آنجا به سر مىبرد كه صداى ناقهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، را شنيد و پيش خود گفت : اين صداى ناقه رسول خدا ، قصواء است . وقتى كه پيش رفت ، على ابن أبي طالب را ديد كه بر آن نشسته و پيش مىآيد . « 5 »
و از جابر بن عبد الله انصارى روايت كردهاند : همراه ابو بكر در العرج بوديم . او اذان صبح را گفت و آمادهء گفتن تكبيرة الاحرام بود كه صداى ناقهاى را از پشت سرش ( يعنى از جهت مدينه ) شنيد و گفت :
اين صداى ناقهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، جدعاء است . شايد كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمده باشد . خوب است صبر كنيم تا با او نماز بخوانيم . وقتى كه ناقه پيش آمد ، ديدند كه على عليه السّلام بر آن سوار است . ابو بكر پرسيد : امير هستى يا رسول ؟ على عليه السّلام جواب داد : رسول هستم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مرا فرستاده است تا سورهء برائت را در مواقف حج براى مردم قرائت كنم . « 6 »
( 2 ) شيخ مفيد در ارشاد اين را افزوده است كه : وقتى ابو بكر او را ديد ، از اينكه على به آنها ملحق شود ، نگران بود ، براى همين به استقبال او رفت و پرسيد : اى ابو الحسن ، چرا آمدهاى ؟ آيا براى همراهى با من آمدهاى يا اينكه براى كار ديگرى آمدهاى ؟ ! على عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا فرستاده است . تا آيات برائت را از تو بگيرم و با آن پيمانهاى مشركان را باطل اعلام كرده و دستور الهى را اعلام كنم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه تو را مخيّر گردانم بين اينكه بازگردى يا اينكه همراه من باشى . ابو بكر گفت : من برمىگردم . و به سوى مدينه بازگشت .
پس از آنكه ابو بكر به مدينه رسيد ، پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفت و عرض كرد : اى پيامبر خدا ، شما مرا
هامش
( 1 ) . ناقهء عضباء ، ناقهاى است كه دستهايش كوتاه و گوشهايش بريده شده باشد .
( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 27 ص 73 - 74 ، ح 4 .
( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 282 ، و در مسند احمد آمده است : او سه شبانه روز با عضباء حركت كرد ، چنان كه در كشف الغمة ، ج 1 ، ص 300 آمده است .
( 4 ) . در تفسير فرات كوفى ، ص 158 ، ح 17 از امام صادق عليه السّلام روايت شده است : ابو بكر به جحفه رسيده بود . و در ص 160 ، ح 27 از ابن عباس آمده است : به ذى الحليفة رسيده بود .
و همچنين در دو خبر نقل شده از مسند احمد در الطرائف و از او در بحار الانوار ، ج 35 ، ص 305 به همين قول اخير اشاره شده است .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1077 .
( 6 ) . الغدير ، ج 6 ، ص 344 به نقل از خصائص نسايى ، ص 92 به تحقيق علامهء امينى و از منابع ديگر .