تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
( 1 ) و در آيهء 49 مىفرمايد :
« وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي . . . »
؛ و از آنان كسى است كه مىگويد : « مرا در ماندن اجازه بده و به فتنه‌ام نينداز . » كه اشاره‌اى است به ترغيب أبى وهب جدّ بن قيس از بنى سلمه به وسيلهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله براى حركت به سوى تبوك و بهانه‌تراشى او . « 1 » در آيهء 58 اشاره‌اى است به آنچه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، سال نهم هجرى را با آنها شروع كرد كه از جملهء آنها ، فرستادن جمع‌آورى كنندگان زكات و انتقاد بعضى از منافقان به نحوهء توزيع اين زكات‌ها بوده است :
« وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ »
؛ و برخى از آنان در تقسيم صدقات بر تو خرده مىگيرند ، پس اگر از آن اموال به ايشان داده شود ، خشنود مىگردند ، و اگر از آن به ايشان داده نشود ، به ناگاه به خشم مىآيند . ( 2 ) شيخ طوسى مىنويسد : بلتعة بن حاطب مىگفت : محمد زكات را به هر كس كه بخواهد مىدهد . « 2 » و براى دفع يا رفع يا تقليل اين توهم ، آيهء بعد مصارف زكات را چنين معين مىكند :
« إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ »
، صدقات ، تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديان گردآورى و پخش آن ، و كسانى كه دلشان به دست آورده مىشود ، و در راه آزادى بردگان ، وامداران ، و در راه خدا ، و به در راه مانده ، اختصاص دارد . اين به عنوان فريضه از جانب خداست و خدا ، داناى حكيم است . اين آيه از احكام زكات است كه مصارف زكات را معين مىكند و تأسيسى نيست ، زيرا مصرف زكات به دستور آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از محرم شروع شده بود . ( 3 ) در آيهء 61 مىفرمايد :
« وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ . . . »
؛ از ايشان كسانى هستند كه پيامبر را آزار مىدهند و مىگويند : « او زودباور است » ؛ كه اين اشاره‌اى است به خبر نبتل بن حارث و بعضى ديگر از منافقان انصار « 3 » . و در آيهء 64 مىفرمايد :
« يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ . . . »
؛ منافقان بيم دارند از اينكه مبادا سوره‌اى دربارهء آنان نازل شود و ايشان را از آنچه در دل‌هايشان هست ، خبر دهد . كه اشاره‌اى است به خبر مخشن بن حمير أشجعى و همراهان وى در مسير حركت به سوى تبوك « 4 » . در آيهء 74 مىفرمايد :
« يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا . . .
وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا »
؛ به خدا قسم مىخورند كه سخن
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 232 و از او در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 57 . ( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 242 . ( 3 ) . همان ، ج 5 ، ص 248 به نقل از ابن اسحاق و از او و ديگران در مجمع البيان . ( 4 ) . همان ، ج 5 ، ص 250 - 253 از ابن اسحاق و طبرى و از او در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 72 .