تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
( 1 ) عياشى در تفسير خود از امام صادق عليه السّلام به نقل از حضرت على عليه السّلام روايت مىكند : من و عباس و عثمان بن ابى شيبه مشغول گفتگو دربارهء مسجد الحرام بوديم . عثمان بن ابى شيبه گفت : رسول اللّه كليددارى كعبه را به من سپرده است و عباس گفت : رسول اللّه سقايت حجاج را به من سپرده است و چيزى را به تو نداده است ، اى على ! « 1 » ( 2 ) قمى در تفسير خود از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند : على عليه السّلام فرمود : من از شما برتر هستم ، زيرا قبل از شما ايمان آوردم و هجرت كردم و جهاد كردم . به دنبال اختلاف ، همگى توافق كردند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله داور باشد كه خداوند اين آيه را نازل كرد . « 2 » به دنبال آن آيهء 28 مىآيد كه اضافه بر منع مشركين از عمران مسجد الحرام ، آنها را از نزديك شدن بدان منع مىكند و توهّم مسلمانان را دفع مىكند كه گمان مىكردند با منع مشركان از آمدن به مسجد الحرام ، تجارت و دادوستد راكد مىشود . اين آيه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ »
« 3 » ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، حقيقت اين است كه مشركان نجس هستند ، پس نبايد از سال آينده به مسجد الحرام نزديك شوند ، و اگر در اين قطع رابطه از فقر مىترسيد ، به زودى ، خدا اگر بخواهد ، شما را از فضل خويش بىنياز مىگرداند ، كه خدا داناى حكيم است . و در آيه‌هاى 36 و 37 ماه‌هاى حرام را مقرر فرموده و نسىء [ كم و زياد كردن ماه‌هاى حرام ] را حرام دانسته است و از آيهء 38 شروع به صحبت در مورد غزوهء تبوك نموده است . و در آيهء 48 مىفرمايد :
« لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ كارِهُونَ »
؛ در حقيقت ، پيش از اين نيز در صدد فتنه‌جويى برآمدند و كارها را بر تو وارونه ساختند ، تا حق آمد و امر خدا آشكار شد ، در حالى كه آنان ناخشنود بودند . اشاره‌اى است به روز احد كه عبد الله بن ابى با همراهانش بازگشت و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تنها گذاشت . او همراه عده‌اى از منافقان در صدد ايجاد غائله براى مسلمانان بودند . « 4 »
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 83 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 284 و در خبر ديگرى در تفسير عياشى آمده است : على و حمزه و جعفر از كسانى بودند كه ايمان آوردند و جهاد كردند . و در اينجا گويى كه راويان اشتباه كرده‌اند و حمزه را هم در مفاخره ذكر كرده‌اند در حالى كه وى در سال سوم هجرى در جنگ احد شهيد شده است و جعفر نيز قبل از اين در جنگ موته شهيد شده است . براى مطالعه بيشتر به التبيان ، ج 5 ، ص 190 و مجمع البيان ، ج 5 ، ص 23 و جامع البيان ، ج 10 ، ص 94 و شرح الاخبار قاضى مصرى ، ج 1 ، ص 324 و اسباب النزول واحدى ، ص 199 نگاه كنيد . ( 3 ) . التبيان ، ج 5 ، ص 201 و از او در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 33 . ( 4 ) . التبيان ، ج 5 ، ص 232 و از او در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 55 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 426 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى