تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
( 1 ) و بيان مىكند كه بين منافقان روابط و توافق‌هايى وجود داشته است ؛ چنان كه مىفرمايد :
« الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ »
؛ زنان و مردان منافق ، اولياى همديگر هستند . و بيان مىكند كه آنها ظاهرا ادّعاى ايمان و اسلام مىكرده‌اند و اين ادعا تا امروز هم ادامه دارد ، ولى از همان روز اول منافق بوده‌اند ، يعنى در بين خودشان و به صورت مخفيانه كلمات كفرآميز به زبان مىآورده‌اند ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
« . . . قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ . . . »
؛ بعد از ايمان ، كافر شديد . و بيان مىدارد كه در ميان خودشان بر سر امرى توافق كرده و در اين هنگام كفر خويش را آشكار ساخته بودند . در واقع ايشان به كار بزرگى تصميم گرفته بودند ، امّا خداوند ميان آنها و كارشان حائل شد و بدين ترتيب تلاش‌هاى آنها بىاثر گرديد و اقداماتشان به جايى نرسيد ؛ چنان كه خداى متعال مىفرمايد :
« . . . لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ
بَعْدَ إِسْلامِهِمْ
وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا . . . »
؛ محققا كلمات كفرآميز را گفتند و بعد از مسلمانى ، كافر شدند و اقدام كردند براى كارى كه موفق شدند . خداوند بعضى از اقداماتى كه تصميم به انجام آنها داشتند را برملا مىكند كه آثار و قرائن بر آنها دلالت دارد و وقتى كه از آنها در اين باره سؤال كردند ، جوابى دادند كه از تصميماتشان زشت‌تر و قبيح‌تر بود . خداوند مىفرمايد :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ . . . »
؛ و اگر از آنها سؤال كنى ، پاسخ مىدهند ، شوخى مىكرديم . ( 2 ) آياتى كه بعد از اين آيات مىآيد ، داراى سياق منسجم و متصل به هم مىباشد و دلالت مىكند بر اينكه اين واقعه هرچه بوده است ، بعد از خروج پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى غزوه تبوك و هنگام بازگشت به مدينه رخ داده است . از آيات چنين برداشت مىشود كه گروهى از افرادى كه همراه پيامبر براى جنگ خارج شده بودند ، با هم نقشهء شومى را كشيدند و مخفيانه بين خودشان كلماتى را رد و بدل كردند كه باعث كفر آنها بعد از اسلامشان شد . سپس تصميم به اجراى نقشهء خود گرفتند كه خداوند كيد آنها را باطل كرد و رسوايشان ساخت . و هنگامى كه از آنها در اين باره سؤال شد ، گفتند :
« إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ »
، ما شوخى مىكرديم . براى همين خداوند آنها را از زبان رسول خود مورد سرزنش قرار داد كه اين كار و اين سخن ، مسخره كردن خدا و آيات الهى و رسولش مىباشد و آنها را در صورتى كه توبه نكنند به عذاب تهديد كرد . و به پيامبر خود دستور داد كه با آنها مبارزه كند . چنان كه مشاهده مىشود ، آيات واضح‌ترين مطابقت را با حديث عقبه دارند و اين مطابقت از ساير اخبارى كه در شأن نزول اين آيات وارد شده ، بيشتر است . « 1 »
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 9 ، ص 325 - 326 .