كنند ، بلكه مىخواهند مدتى بگذرد تا افراد لجوج و زنان و فرزندانشان اسلام را بپذيرند و بعد كارهاى ديگر را انجام دهند .
( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازهم از قبول درخواست آنها خوددارى كرد تا اين كه درخواست كردند تا ايشان را از منهدم كردن بت لات معاف بدارد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پذيرفت و فرمود : ابو سفيان بن حرب و مغيرة بن شعبه را براى منهدم كردن بت لات مىفرستم .
آنها درخواست كردند كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ايشان را از نماز معاف بدارد ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
شما را از انهدام بت به دست خودتان معاف كردم ، اما شما را از نماز معاف نمىكنم ، زيرا در دينى كه نماز در آن نباشد ، خيرى نيست ! آنها عرض كردند : اى محمد ، نماز را به خاطر تو به جاى مىآوريم ، اگر چه آن را شكستى براى خودمان مىدانيم « 1 » ! پس نماز را به جاى مىآوريم و روزه مىگيريم و سپس اسلام آوردند و بيعت كردند .
( 2 ) پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به ايشان دستور داد كه باقيماندهء ماه رمضان را روزه بگيرند . و بلال سحرى و افطارى آنها را مىآورد . « 2 » و قبل از آن خالد بن سعيد بن عاص اموى غذا را براى ايشان مىفرستاد و آنها چيزى از غذا نمىخوردند تا خالد از آن بخورد تا اينكه مسلمان شدند . « 3 »
خالد بن سعيد واسطهء ايشان و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود . او نامهاى را براى ايشان از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گرفت « 4 » :
« بسم الله الرحمن الرحيم ، از محمد پيامبر ، فرستادهء خدا به سوى مؤمنين : همانا درختچههاى منطقه وج در اطراف طائف قطع نمىشود . اگر كسى چنين كند ، شلاق مىخورد و لباسهايش از تنش بيرون آورده مىشود . اگر دوباره چنين كرد ، دستگير مىشود و نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرستاده مىشود و اين دستور محمد ، رسول خدا است .
اين نامه را خالد بن سعيد به دستور رسول خدا محمد بن عبد الله نوشته است و كسى از آن نافرمانى نكند . در غير اين صورت به خودش ظلم كرده است » « 5 » .
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله سعيد بن ابى وقاص را براى حمايت از وجّ طائف تعيين كرد . « 6 »
( 3 ) هنگام رفتن به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : اى پيامبر خدا ، يكى از ما را امير قرار بده كه امام ما باشد . آن
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 184 - 185 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 968 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 968 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 967 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 184 .
( 4 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 185 .
( 5 ) . همان ، ج 4 ، ص 187 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 973 .
( 6 ) . همان ، ج 4 ، ص 187 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 973 .