همراه من نمىفرستيد ؟ گفتند : چرا مىفرستيم و به دنبال آن أوس بن عوف از بنى سالم ، عثمان بن ابى العاص از بنى يسار كه كوچكترين ايشان بود ، نمير بن خرشه از بنى حارث كه اين سه نفر همگى از طايفهء بنى مالك بودند و حكم بن عمرو و شرحبيل بن غيلان كه هر دو از بنى معتب ، از أحلاف بودند اعلام آمادگى كردند اين پنج نفر همراه عبد ياليل كه امير ايشان بود ، خارج شدند . « 1 »
( 1 ) گلهاى از شتران اصحاب رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را هر يك از اصحاب به نوبت چوپانى مىكردند . در روزى كه هيأت ثقيف به مدينه رسيد ، مغيرة بن شعبه چوپان اين شتران بود كه آنها را در دشت حرضى كه از دشتهاى قناة در اطراف مدينه بود ، مىچراند .
وقتى هيأت ثقيفى به دشت حرضى از دشتهاى قناة رسيدند ، شترهايى را ديدند كه مشغول چرا هستند . پيش خود گفتند : بهتر است دربارهء محمد از چوپان اين شتران سؤالاتى بكنيم . پس عثمان بن ابى العاص از بنى يسار را فرستادند . او و مغيره وقتى با هم روبرو شدند ، همديگر را شناختند . مغيرة پيش آنها آمد و شترها را به آنان سپرد و خودش به مدينه رفت تا به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بشارت بدهد . و اين بعد از غزوهء تبوك و در ماه رمضان بود .
هنگامى كه به مسجد رسيد ، ابو بكر را ديد و او را از جريان باخبر كرد .
( 2 ) ابو بكر گفت : تو را به خدا قسم مىدهم كه اجازه بده تا من اين خبر را به اطلاع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برسانم ! مغيره جلوى در مسجد ايستاد و ابو بكر وارد مسجد شد و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را در جريان آمدن هيأت ثقيف گذاشت و خارج شد .
سپس مغيره با خوشحالى بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و عرض كرد : اى رسول خدا ، قوم من آمدهاند و مىخواهند اسلام را بپذيرند و مىخواهند كه نامهاى در مورد قوم و سرزمين و اموالشان بنويسند .
رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر شرط و نامهاى را كه براى ديگران نوشتهام ، اگر آنها هم درخواست كنند ، مىپذيرم . برو و به ايشان بشارت بده كه آنها را مىپذيرم . مغيره به سرعت بازگشت و آنها را هنگام ظهر به سوى مدينه آورد . او به ايشان ياد داد كه چگونه به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سلام كنند .
هنگامى كه ايشان بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسجد وارد شدند ، به سفارش مغيره عمل نكردند و بلكه بر طبق عادت جاهليت گفتند : أنعم صباحا ! مردم گفتند : اى پيامبر خدا ، اينها در حالى كه مشرك هستند وارد مسجد شدهاند ؟ !
رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : زمين را چيزى نجس نمىكند !
( 3 ) سپس مغيره بن شعبه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : يا رسول الله ، قوم مرا پيش من بفرست كه آنها را
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 183 .